فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

نویسندگان

پیوندهای روزانه

مهرسال 82 بود که تیم ایرانی به ریاست حسن روحانی،در تهران،با سه کشور المان،فرانسه،انگلیس،توافق هسته ای سعد اباد را امضا کردند،چند روز بعد دولت جرج بوش،با همکاری شورای حکام سازمان ملل،یک قطعنامه تحریمی را ضد ایران بستند!ایران دوباره با سه کشور اروپایی،توافق پاریس را امضا کردند!اما امریکا باز دست به تحریم های دیگر زد!چند وقت بعد این بار روحانی در بروکسل،توافق هسته ایی دیگری را امضا کرد!تمام دارو ندار ما در ان زمان مجمتع در حال ساخت نطنز و اصفهان بود،همان چند عدد سانترفیوژ قدیمی و نسل اول را هم پلمب کردند،خبری از کیک زرد و یو اف سیکس و بیست درصد و اب سنگین اراک و راکتورش نبود،اما اروپایی ها با همکاری امریکا،ایران را دوباره تحریم و قطعنامه دیگری صادر کردند!

رهبری دستور داد همین دولتی که تحریم ها را پذیرفته،تعلیق را پذیرفته،باید تعلیق را بشکند!دولت خاتمی که در روزهای اخر عمرش بود،به ناچار تعلیق ها را شکست و موجی از خوشحالی در دل دانشمندان هسته ایی ایجاد شد.

روحانی با تمام این اوصاف میخواست سال 84 کاندید ریاست جمهوری شود که با امدن هاشمی،هم، ولایتی و هم روحانی از شرکت در انتخابات منصرف شدند،ایران ان زمان فقط یکسری از مکان ها پلمپ و تعلیق شده بودند که دوباره باز شد! احمدینژاد که امد،ایران در مقابل تحریم های شورای حکام،دست خالی بود!در مذاکرات چیزی نداشت! از بهمن 84 شروع پیشرفت های ایران با دستیابی به یو اف سیکس و.. کامل شدن چرخه سوخت هسته ایی،علنی شد!دولت بوش که خود را منفعل میدید،درخواست مذاکره کرد! 

علیرضا
۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر

دوره های پنجم و ششم  انتخابات ریاست جمهوری،به ترتیب با پنجاه و چهار درصد و پنجاه درصد مشارکت همراه بود،یعنی در بین تمام انتخابات های انقلاب،پایین ترین مشارکت مردم مربوط به انتخاب هاشمی رفسنجانی بود،هاشمی اولین انتخاباتی که در ان با مشاکرت کم مردم پیروز شده بود که پست نخست وزیری حذف و قدرت دولت به صورت متمرکز در دستان رئیس جمهور بود،سال 68 که هاشمی انتخاب شده بود،نرخ دلار رسمی و دولتی هفت تومان و نرخ ازاد ان 120 تومان بود!هاشمی در طول چهار سال اول دولتش،همیشه با یک تیکه کلام،تنها دو روزنامه که منتقدش محسوب میشدند را میکوبید و با فشار دادگاه و ... ساکت میکرد،تیکه کلام هاشمی و دولتش این بود که ما در حال رفع خرابی های هشت سال جنگ گذشته هستیم و زمان برای ابادانی این همه خرابی و عقب ماندگی طولانیست!در سال 71،دولت هاشمی،نرخ دلاردولتی را به یکباره از شش تومان به 145 تومان افزایش داد و با بیست و چهار برابر کردن نرخ دلار دولتی یک شوک ارزی را به تمام کشور وارد نمود!

تعدیل اقتصادی دولت هاشمی،ایجاد تورم 50درصدی را رکورد زده بود،در مشهد به بهانه ی خراب کردن خانه مردم توسط شهرداری،زمینه اعتراضات مردم را در چندین شهر بزرگ کشور ایجاد کرد و تعداد زیادی از مردم کشته شدند و برخی گروهک های ضد انقلاب نیز تا توانستند از این اعتراضات سو استفاده بردند!در سال 72،دوره ششم ریاست جمهوری،ارای هاشمی به یکباره پنج میلیون دیگر نیز کاسته شد و مشارکت مردم در انتخابات ششم،پایین ترین مشاکرت در انتخابات های ریاست جمهوری با 50 درصد مشارکت لقب گرفت!هاشمی که در دوره پنجم رقیب قوی و قدرتمندی نداشت! در دوره ی ششم با وجود شرایط بد عملکردی در اقتصاد خیالش راحت تر بود!چون به جز توکلی و..رقیب دیگری نداشت و میدانست حتی با این شرایط بد عملکردی دوباره انتخاب میشود و چنین نیز دوباره شد!

علیرضا
۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۷:۲۳ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱ نظر

علیرضا
۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۴:۵۲ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر

نمی دانم!شاید مشکل من و امثال بنده این باشد که کمی تا حدی حرف هایمان را رک و صریح می زنیم،اگر در جمع تعدادی از دختران بگوییم به بی ادبی متهم میشویم و اگر در جمع تعدادی از مردان بگوییم به ثروتمند بودن و غیره!

اما نمی شود حقیقت را نگفت و نمی شود این حقیقت را در سینه نگه داشت و به زبان نیاورد!

اما چه کنیم که خانواده هایمان و زندگی مان و نسل مان و ... همه در خطر است.مهم ترین معضل امروز جامعه ی ما اشتغال و کار است،در کشوری هستیم که با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کنیم،تعداد بسیاری از مردان بیکار هستند،و وضع ازدواج جوانان بسیار نامناسب و معیشت خانواده در خطر است.

حالا با تمام تفاسیر و تمام بحث ها معلوم نیست چرا در کشوری که مردان وضع کار خوبی ندارند عده ای از پسران رو به تن پروری اورده اند؟ معلوم نیست چرا برخی ها حاضرند خودشان در خانه لم بدهند و یا استراحت کنند و یا در شغل خودشان راحت طلب باشند ولی اجازه بدهند همسرشان در جایی بیرون از خانه مشغول کار شود؟

اشتباه نکنید و سریع موضع گیری نکنید،اما مشکل اصلی از خود بانوان و خواهران محترم است.چرا برخی خانم ها اصرار دارند در بیرون از خانه کار کنند؟ چرا برخی از خانم ها فکر می کنند اگر هرچه بیشتر شبیه به مردان شوند و به مانند مردان،بتوانند پول دربیاورند!قهرمان هستند؟ این تفکرات فمینیستی چگونه در ذهن زنان ایرانی رسوخ کرده است؟

کار به جایی رسیده است که دختران به این امید وارد دانشگاه و مراکز اموزشی میشوند که در اینده بتوانند شغلی برای خود پیدا کنند! لطفا مغلطه نکنید! منظور ما همه رشته ها و شغل ها نیست! برخی مشاغل مثل معلمی یا پزشکی نیاز جامعه است که زنان نیز در ان حضور داشته باشند!(که حتی در این بین نیز استثناهایی است) ولی ایا با وجدانتان میتوانید کنار بیایید و از خیر لفظ خانم دکتر و خانم مهندس و خانم کارمند فلان پایه بگذرید و به فکر تربیت نسل بعد یعنی فرزندانتان باشید؟

بعضی ها عشقشان این است که به مانند همسر خود کار کنند و به زعم خود فکر میکنند اگر بتوانند مستقلا پول در بیاورند یعنی این که خیلی زرنگ هستند! ولی باید گفت زهی خیال باطل!

وقتی به فلان دختر میگوییم چرا دوست داری خودت در بیرون از خانه مشغول باشی و کار کنی،او میگوید دوست دارم مستقل باشم! مثل این می ماند که به یک مرد بگویی چرا دوست داری خانواده داشته باشی و او بگوید چون دیگران دارند!!!

علیرضا
۱۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۵۰ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۶ نظر

 

شرحی بر کوروش گرایی جوانان سرزمین ام

1:اصولا معلوم نیست جامعه شناسان ما در کشور،مشغول چه کاری هستند؟ چرا هیچ وقت نمی توانند پدیده های اجتماعی را رصد و پیگیری و تحلیل درستی از آن ارائه دهند،معلوم نیست تا کی باید به ساز جامعه شناسانی برقصیم که فقط متون غربی را حفظ  ضبط کرده اند و نمی توانند از خود چیزی بیرون تراوش کنند...

2:توافقی در عالم سیاست شکل میگیرد و اسمش را اول لوزان و دوباره در چند روز بعد با توافق دیگری اسمش را برجام میگذارند،جوانک هایی به بیرون میریزند و میرقصند و شادمانی میکنند بدون آنکه چیزی از متن و مفاد و عواقب خطرناکش بدانند! و شعر خر برفت و خربرفت میخوانند و با سادگی هرچه تمام میشوند نماد جوانک های عصر ما! یا همان عصر ارتباطات....

تیمی به جام جهانی فوتبال میرود،با یک بازی احساسی و شتاب زده و غیرمنطقی،در دقیقه ی اخر گل میخورد و میبازد! ملتی دوباره به بیرون میریزند،چنان شادی میکنند که هر بیننده ی خارجی اگر ببیند فکر میکند که تیم شان یا قهرمان جام شده است و یا حداقل در صورت عدم کسب مقامی،یکی از تیم های بزرگ فوتبال را شکست داده ولی داستان خنده دار و غم انگیزآنجاست که نه بردی در کار بوده و نه کسب مقامی! بلکه با افتخار شکستی را قبول کرده و در شادی شکست تیم ملی کشورشان به پایکوبی و بزن و برقص مشغول شده اند!

یا قبل تر ازآن،خوااننده ایی نچندان معروف،به دلیل بیماری از دنیا میرود،عده ای جوان به مدد همین شبکه های اجتماعی،به زعم خودشان با دوربین های روشن گوشی هایشان،به تشیع جنازه اش میروند و در اخر با بزن ورقص و خواندن برخی از موسیقی و متن های آن خواننده ،تعجب همگان را بر می انگیزند!


علیرضا
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۴۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۵ نظر

جوانان ما در خیلی زمینه ها عقب هستند یا به عبارت بهتر بگوییم عقب مانده هستند،در خیلی چیزهایی که فکر میکنیم که جوانان ما استاد هستند ولی شاید حتی یک دستمال لنگ کش ساده هم نباشند!

یکی از همین چیزها،عشق ورزیدن به جنس مخالف در قالب زندگی مشترک است. دختران و پسران نمی دانند و یا شیاد هم میدانند ولی نمی توانند با همسر خود،عشق بازی کنند،یک مرد ویا یک زن،اصلا نمیدانند فرق عشق بازی با همسر،با بازی های جنسی زندگی مشترک چیست؟یک جوان شاید بتواند یا بدند چگونه به گزینه مورد نظر خود برسد و ازدواج کند ولی نمی تواند بعد از خوانده شدن عقد،ابراز عشق بکند...!

البته خب تا حد زیادی هم تقصیر ندارند!!! وقتی به هنر موسیقی و خوانندگی نگاه میکنیم،پر شده است از شعر هایی که جز توصیف حجم و وزن و رنگ همسر خود ،چیز برای گفتن ندارند! بسیاری از شعر ها در عین شاد بودن،زمینه و عمق افسردگی دارند! متن موسیقی گواه از یک بیماری اختلاق دوقطبی میدهد! رنگ موسیقی مشکیست چون میگویند مشکی رنگ عشق است! وزن موسیقی زیادی سبک است! به قدری سبک است که معشوق و عاشق گاهی رویشان نمی شود با هم به یک موسیقی و ریتم اش گوش دهند! حتی اگر بویی از زندگی مذهبی نداشته باشند!


عشق

علیرضا
۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۴ نظر
دبستان که بودیم،بنا به شرایط آن زمان و تعداد دروس در آن زمان فقط یک ساعت در هفته کلاس قرآن داشتیم،یعنی بعد از سوم ابتدایی این یک ساعت اضافه شد،چیزی به اسم تعلیمات دینی نداشتیم،معلم قرآن ما فردی بود با قدی بلند،موهای جوگندمی،لخت و شانه کشیده و همیشه کت و شلوار پوش! چهره ای مهربانی داشت،در واقع کار اصلی اش برگزاری امورات فرهنگی مدرسه و مسئول کتابخانه بود! کتابخانه که نه! اتاقکی بود که حدود 200 تا 300 کتاب مخصوص سنین کم داشت.
در همان یک ساعت کلاس قرآن،می بایست نوار قرآن میاورد و با ان ضبط های قدیمی،برایمان قرآن سه بار تکرار پخش میکرد،کلاس شلوغی داشتیم،چیزی حدود 45 نفر دانش آموز بودیم،هم باید کنترل نظم بچه را اداره می کرد و هم تدریس! یادم میاید یکبار که خیلی کلاس شلوغ شده بود،کنترل اش را از دست داده بود و من بخت برگشته و از همه جا بی خبر خواستم سوالی از او بپرسم که به ناگاه یک سیلی آب دار جانانه ای نثار من کرد و بعد گذشت دقایقی آمد از من معذرت خواهی کرد!
کلا دیگر علاقه به شخصیت و تدریسش را از دلم بخاطر یک عدم کنترل رفتارش! در دلم از بین رفت!
وقتی که به مقطع بعدی یا همان راهنمایی رفتیم،کلاس اول راهنمایی آن زمان یا ششم ابتدایی فعلی! چیزی به اسم معلم دینی نداشتیم!یعنی بهتر بگویم،در مذهبی ترین شهرایران!مدرسه ی ما برای بچه های کلاس اولی،معلم دینی نداشت! یک معلم عربی هم داشتیم که به فراخور درس اش،بازهم کلاس به اسم دینی شناخته می شد ولی کتاب تعلیمات دینی را درس نمی داد و عربی تدریس می کرد،معلم اش روحانی بود،برای کلاس دینی،مدیر مدرسه مان که خودش قبلا معلم درس عربی بود،معلم کتاب فارسی مان را مجاب کرد تا دینی و قرآن تدریس کند! بنده خدا به غیر از خواندن سوره توحید و حمد، نمی توانست یک کلمه قرآن را به صورت درست و یا حداقل با لهجه فارسی بخواند چه برسد به عربی! همیشه هم به خاطر عادتی که داشت آب دهان در حین گفتار از دهنش خارج میشد و با روخوانی چهارتا حدیث و داستان از زمان صدر اسلام،سریع کلاس را جمع میکرد و با بچه ها درباره موضوعات متفرقه و .. حرف میزد و به قول معروف وقت گذرانی می کرد....
در سال دوم و سوم راهنمایی،معلمی برای تعلیمات دینی برایمان انتخاب کردند که حال خودش را نداشت،ریش هایش را با ماشین میزد،موقع گفتار عادت داشت لبانش را غنچه کند و با تلفظ غلیظ برخی حروف مثل غین و عین و ...میخواست سطح سوادش را به رخ ما بکشد.
به حضرت شلنگ و جناب خط کش فلزی اعتقادی راسخ داشت،کوچکترین بی نظمی از نظر او مساوی بود با جریمه رونویسی از کتاب تعلیمات پر حروف دینی و خوردن تعداد زیادی ضربه شلنگ و سیلی کشیده بود! آن قدری که بچه ها از او می ترسیدن،از معاونین و ناظم مدرسه حساب نمی بردند! تنها باری که بچه ها از او نترسیدن و از چیز دیگر داشتند از ترس بر خود می لرزیدند،نوار صوتی سیاحت غرب مربوط به خواب یکی از علما از دنیای برزخ و لحظه دیدار ملک الموت بود!
معلم عربی مان،همیشه مغرور و کمی زیادی لوث و نغ نغ کن بود،هیکلی درشت و چهره ای تیره با موهای ریخته داشت!همیشه به لیسانس حقوقش اش می نازید و تعریف می کرد،همیشه بچه ها را تهدید میکرد که اگر معلم نبود، الان یک وکیل پایه 1 دادگستری میشد،او هم از اقدامات فیزیکی برای آرام کردن بچه و گفتن جوک های بی مزه کم نمی گذاشت! عوضش در سوم راهنمایی،او شد ناظم و یک معلم عربی روحانی با اخلاقیات خوب و کمی بد آمد و روزگار سپری شد!
جالب بود که از بچه های کلاس،حداقل 15 نفر از بچه ها،پدرهایشان روحانی بودند...!
در اول دبیرستان معلمی آمد که بعدا فهمیدیم در کار ملک و املاک است و حسابی پول دار و به زعم خودش برای قربت الی الله و ... می آمد تدریس! اخلاقش بسیار بد بود،ما که خانواده مان مذهبی بود از این آدم بدمان میامد تا آن پسر آخر کلاس نشسته و به قول خودشان لات خیابانی! عوضش همیشه داستان های اخلاقی میگفت!به هر بهانه و چیزی سعی میکرد حال یکی را بگیرد،اگر گیر نمیداد،حالش خوب نمی شد،به قدری از او و درس دادنش زده شده بودیم که در زمان کنکور از این که کتاب دینی اول دبیرستان را نمی خواندم خوشحال بودم!
در سال های بعدی معلمی خوش اخلاق و خوش برخوردی امد که البته بعضی اوقات با شیطنت های برخی بچه کمی ناراحت میشد! مباحث مربوط به ولایت فقیه و حکومت اسلامی را به خوبی تدریس میکرد و بیشترین اطلاعات و یادگیری بنده برای آن زمان می باشد!
به طوری که بعد از اتمام دبیرستان،او به قدری شاگردانش را دوست میداشت که هر وقت در خیابان یکی از ماها را میدید،احوال پرسی میکرد و حسابی ما را شرمنده منش و اخلاقش میکرد،معلم زیست و معلم شیمی مان مذهبی بودند،با خودم میگفتم کاش اینها هم برای بقیه دینی تدریس میکردند،تدریس اینها هم عالی بود،من حتی بدون خواندن کتاب و جزوه و صرفا با گوش کردن سر کلاس های اینان،امتحانات نهایی را پاس کردم!
در دانشگاه،به غیر از یکی دوتا از استادهای دروس دینی و عمومی مان،بقیه واقعا تدریس خوبی نداشتند،کلاس هایشان خسته کننده بود،دانشجوها باسختی کلاس ها را میگذارندند و به قولی وقت گذرانی میکردند!عوضش برخی از اساتید که عقیده های درست و درمانی هم نداشتند و خیلی علیه السلام بودند...با دانشجو چنان رفیق می شدند که دانشجو ها ول کن آن استاد نمی شدنددختران مجذوب میکردند و پسران را با حرف های پوچ ولی قشنگ ! فریب می دادند...
آن استاد هایی هم که مذهبی بودند،شاید به خاطر ترس از ارتباط با دختران کلاس،یا شاید هم چیز های دیگر خیلی زیادی سنگین بودند و جذبه خاصی از خود نشان نمی دادند!
همه این ها را گفتم که بگویم جدا از چاپ بد کتب دینی و عربی آن زمان ما،تصاویر گرافیکی کم کیفیت،نوع تدریس و اخلاق برخی معلمان این دروس مهم به قدری بد بوده که به چشمان خودم می دیدم که برخی دانش آموزان از لج آن معلم مسئله دار،با نماز خواندن و قرآن خواندن مشکل پیدا میکردند! و این در حالی بود که اکثر خانواده هایمان مذهبی بودند...حالا از وضع و اوضای مدارس دخترانه خبری ندارم!
این را هم بگویم بد نیست،در اردوهایی که بسیج میرفتیم و در دوره هایی که شرکت میکردیم،اساتیدی که برای دروس فلسفه اسلامی و دین و...میامدند عالی بودند که برخی دانشجو ها بعد از اتمام تحصیلات به خاطر جذبه و اخلاق و تدریس خیلی خوب آنان الان در حوزه در س میخوانند و طلبه شده اند!
نخواستم درباره ی معلمان دیگر دروس حرف بزنم! ولی دیگر دروس هم اگر معلمی در ظاهر مذهبی بود و اخلاق خوشی نداشت و همان نتایج را بروز می دادند....راحتر بگویم،به طور مثال در دبیرستان،معلم ادبیاتی داشیتم که بعدها فهمیدیم در عملیات فاو،در اروندرود جانباز شده است،به قدری هم اخلاق و هم تدریسش عالی بود که دوست داشتم بروم در دانشگاه ادبیات بخوانم!
همیشه خودمان با دست خودمان به نسل های جوان ضربه میزنیم،همیشه از خودمان ضربه خوردیم و دشمنان با خیال آسوده نظاره گر بودند...!
کاش همه معلمان ،کارشان را با مقدار پولی که بدست می آوردند مقایسه نمی کردند....
همین...
علیرضا
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۹:۱۸ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳ نظر

ویدیو های شما التهاب شهوانی یا حتی سیاسی ایجاد نمی کند؟

سایت آپارات یا همان شبکه اشتراک گذاری کلیپ های ویدیویی ایرانی بعد از حذف فیلم ما باولایت زنده هستیم از کانال آپارات فرهنگ پرواز و بعد از چند ساعت پیام داده که ویدیوی شما به دلیل ایجاد التهاب و تنش سیاسی و.. از سایت حذف شده است!

هرچند ادعای گزافی بیش نبوده و سایت آپارات که بیشتر به دلیل مسدود بودن یوتیوب در ایران به مانند شرکت های خودروسازی انحصار طلبی را با وجود یک دو سایت گمنام اشتراک فیلم در ایران،با جدیت دنبال میکند هیچگاه جواب مشخصی نمی دهد و نمی گوید با کدام دلیل و منطق اجازه انتشار هزاران فیلم با مضمون جنسی و شهوانی و خلاف عرف و شرع را میدهد؟

با کدام و دلیل و منطق اجازه انتشار که هیچ! بلکه با دستکاری و ترفندهای بسیاری فیلم سخنان برخی فتنه گران را به بهانه های گوناگون و ... همیشه در صفحه اول سایت قرار میدهد تا آمار بازدید آنان بالا برود؟

علیرضا
۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۳ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر

همان زمانی که رئیس بانک مرکزی دولت روحانی،جناب سیف،در آمریکا در جمع خبرنگاران گفت ما تقریبا هیچ چیز از برجام بدست نیاورده ایم و منتقدان و دلواپسان عزیز،با ذوق زدگی هرچه تمام تر از این اعتراف تاریخی دکتر سیف مشعوف والبته ناراحت از کلاه برداری آمریکا بودند!جناب سیف بخوبی توانستند ذهن ها را از قرارداد ننگینی که با رئیس بانک فدرال آمریکا در حال منعقد کردنش بود،منحرف ساخت و زمانی از این قرار داد که موسوم به اف ای تی اف بود،افشاگری و رونمایی شد که تقریبا دولت فخیمه و باتدبیر 50 درصد راه را تا وطن فروشی بی سابقه پیش رفته بود...

البته بنده فقط یک سلامی خواهم کرد به کسی که تصویر دیدار روحانی با آن زن انگلیسی که خود را سیاست مدار میداند و از آن شخص بپرسم آیا حسن روحانی اولین رئیس جمهور ایران است که طرف مقابلش آداب پوشش را در جلوی هیات ایرانی راعایت نکرده است؟

اصلا معلوم نیست جریان منتقد دولت چرا این تصویر را بولد کرده است؟ مگر در آرشیو روسای جمهور قبلی در چنین وضیعت هایی قرار نگرفته بودند؟ مثلا می خواستید حسن روحاین را خراب کنید یا ذهن ها را از تصویب قرار داد های نگین دیگری که در پنهان در حال انعقاد هست را منحرف کنید؟

مثلا خواستید که یک گشت ارشاد دیگری برای جناب روحانی تشکیل بدهید؟ چرا ذهن ها را خواسته یا ناخواسته منحرف میکنید؟

تمام انرژی جماعت حزب اللهی صرف چه چیزی شده است؟ بله مهم است آداب دیپلماتیم! اما مهم تر از وطن حراجی عده ای به اسم تدبیر و فرار از تحریم ها که نیست؟ خدا میداند این دولت تا پایان کارش دیگر چه قراردادهای ننگین دیگری به مانند آی پی سی و اف ای تی اف و... در حال بستن و انعقد کردن می باشد؟ چرا ذهن ها درگیر مسائل کم اهمیت تر و پیش پا افتاده تر میکنید؟مثلا قرار است چه چیزی را ثابت کنید؟ همین الان که این چند خط را دارم برای شما مینویسم،جناب ظریف! در حال رایزنی برای اجرای برجام و دادن باج های بیشتر به طرف های خارجی وواسطه گران(بخوانید کاسبان بین المللی تحریم) هستند تا بتوانند به اهداف ناشایست سیاسی خود و در ظاهر گشایش های اقتصادی در چند ماه پایانی دولت بشوند....

وای از این همه انحراف از موضوع وپرداختن های بی مورد... دست از تفریح سیاسی مجازی بردارید دوستان!.. وقت عمل است!

همین....

علیرضا
۰۲ مهر ۹۵ ، ۰۰:۱۲ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۴ نظر

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ مسائل مختلفی که در این دولت دیده ایم کدامشان با اعتراض هایمان حل شده است؟ چند درصد مردم واقعا از مخاطرات توافق لوزان آگاهی پیدا کرده اند؟ چند درصد مردم را توانستیم از نقایص توافق برجام آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مردم را به قرارداد های جدید نفتی در دولت روحانی موسوم به آی پی سی آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مرم را از مسئله ی خطرناک و ضد استقلال کشور یعنی اف ای تی اف،آگاه کنیم؟ چرا وقتی وزیر ارشاد دولت روحانی می گوید اجرای کنسرت در مشهد خوب نیست ولی برای بقیه شهرا خوب است!!! کسی بلند نشد بگوید چرا اگر یک چیز بد برای بقیه جاها بد نیست؟ چند درصد مردم واقعا به مفاد برجام احاطه فکری پیدا کرده اند؟ اگر وضع اقتصاد بعد از برجام بدتر نمی شد!مردم میگفتند برجام بد است؟ آیا برجام فقط اقتصاد را خراب کرد؟ پس دستاورد های هسته ایی کجا رفت؟ بتن ریختن ها چه شد؟ در ماجرای هسته ایی به جز تولید هشتگ ها و نوشتن مقاله ها،دلواپسان عزیز، در چند شهر تجمع و سخنرانی اعتراض برگزار کردند؟ برگزاری دو سه جلسه آن هم در تهران بس بود؟

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ چرا فکر میکنیم با نوشتن چند مقاله و چند تصویر گرافیکی انتقادی نسبت به کارهای پر ضرر دولت روحانی در زمینه های فرهنگی و مذهبی و اقتصادی و سیاسی و... تکلیف از ما ساقط است؟


علیرضا
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر