فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

بایگانی

نویسندگان

پیوندهای روزانه

۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

ببینید به کجا رسیده ایم؟ انسان بدون آرمان مرده است! هر چی شکم بشریت را پر کنی!هرچه به شهوات او برسی!هرچی نیاز های مادی او را تامین کنی نه تنها سیر نمی شود بلکه گرسنه تر یا حتی وحشی تر میشود! طرف از ان ور دنیا میاید به اسم رسول الله و جهاد و..سر می برد و آدم میکشد! برای او آرمان تعریف کردند و برای ما هم آرمان تعریف کرده اند! این میشود افتخار یک دختر تعداد لایک برای زیبایی صورتش و سگ بغل کردنش میشود! این میشود که مدام ذهن پسرهای جوان ما میشود که فلانی ماشین اش این و فلانی اینه ...!

این میشود که دخترها مدام به هیکل نازک و پسران به طول آلت....بیاندیشند!اینها میشود...

به کجا رسیدیم؟ آرمان ما چه بود؟برای چه انقلاب کردیم؟ سطح زندگی مسئولان نظام چگونه است؟چرا وقتی حرف از حقوق های نجومی شد عده ای گفتند چرا فلانی این همه گرفته و ما نگرفتیم؟چرا نگفتند اصلا چرا او گرفته و مستمندان نگرفتند؟

برای جوان ها آرمان کاذب تعریف شد!از ارزش های انقلاب ساده زیستی و عدالت و ...فاصله گرفته شد،وقتی اختلاس چندهزار میلیاردی رخ داد،عده از مردم میگفتند چرا او دزدی نکرده و ما نتوانستیم بکنیم؟

برای جوان آرمانهای کذبی مثل تعداد فالوئر بالا و لایک و پرستیژاجتماعی و هایکلاس بودن و لوکس و..تعریف کردند!وقتی از بیان انقلابی بودن خجالت بکشیم و قبل انتخابات به مسئولان ستاد انتخاباتی بگوییم بجای حرف از انقلابی بودن و آرمانگرایی،حرف از معیشت و بیکاری و تورم بزنیم نتیجه اش این میشود که رقیب بیاید از فرصت استفاده کند و برای مردم آرمان صلح و ترس و ترس از جنگ و ابرهای خیالی تهدید نظامی بنماید و دشمن آن طرف آب هم با ساز تحریم و تعلیق برایش برقصد!

وقتی برای مردم،از اعلام تعداد شهدای مدافع حرم ،خودداری کنی این میشود که برخی فکر کنند شهدای مدافع حرم عده ای قلیل اند که برای پول و دلار میروند! این میشود که کسی که بیشتر وادادگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشته و لیست تحویل سرداران نظامی را به دشمن داده ،وقتی بیاید با سردار سلیمانی ها دیدار کند و عکس بگیرد برایش کف کنید و بگویید دیدار دوسردار..!

چقدر برای تشکیل جامعه مدنی در دوران اصلاحات،با زیرپاگذاشتن اعتقادات و حمله مقدسات،اباحه گری فرهنگی،قبح زدایی از رسومات اخلاقی و ناموسی،همایش و سخنرانی کردند!چرا؟ وقتی آرمان یک عده شد لخت شدن و نداشتن روسری و مترادفش کردند با آزادی! این میشود کسی بیاید بگوید میدانم فلانی خیلی دزد و دروغگوست! ولی اگر رای نیاره آزادی از بین میره...

چرا وقتی شهردار فاسد سابق تهران و یا فلان تاجر ورشکسته و مفسد مالی از زندان آزاد میشود ،کمپین های حمایتی برایش ترتیب میدهند و آرزوی جوان ها این میشود که مثل او بچاپند و بخورند؟

علیرضا
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳ نظر

داستان اول:

دانشگاه که بودیم، دلباخته دختری شدم ،تمام کارها و درسها تحت تاثیر یک عشق شد،بخاطر نوع کارها در بسیج دانشگاه،با برخی از روحانیون جوان و خوش بیان آشنا شده بودم،با بچه های خوابگاه هم ارتباط زیادی داشتم،خیلی هایشان از شهرها و روستاهای دورافتاده ی فارس و کرمان و خوزستان و..آمده بودند،اکثرشان مرا به عنوان یکی از اعضای اصلی بسیج دانشگاه می شناختند،میدانستم خیلی هایشان در احکام اولیه دین مشکل دارند،چه برسد به مسائل سیاسی و معرفت دینی و.. ولی اکثرشان دل پاکی داشتند و آماده پذیرش حق!

بارها یکی از روحانیون خوش بیان از من خواهش کرد که ترتیبی بدهم تا جلساتی با بچه های خوابگاه در محل نمازخانه خوابگاه برگزار بشود که من بارها به دلایلی آنرا عقب انداختم تا جایی که اصلا برگزار نشد!

 زمان هایی هم که به دیدن آن روحانی میرفتم،بیشتر در مورد آن دختر دانشجو،و راه های رسیدن به آن(ملت دنبال راه رسیدن به خدا هستد!) بحث میکردیم و شبانه روزبه فکر آن بودم!

نزدیک انتخابات مجلس هم که میشد،فکر میکردم با تبعیت چند تن از بچه ها خوابگاه و دانشگاه از نظرات من،به تکلیف خودم عمل کردم!ولی واقیعیت این بود با رای دادن چند تا از آنها،فقط خودم را فریب دادم و از اصل قصه، همان بسط معرفت دینی و سیاسی ...دور افتادم!

همه به خاطر چسبیدن به دلیل فرعی قصه و عاشقی! و نپرداختن و برگزار نکردن جلسات هنوز هم از دست خودم ناراحت هستم..!

داستان دوم:

خدمت سربازی که رفتم،در دوران آموزشی،گاهی که وقت استراحت پیدا میکردم،با گروهان 160 نفره ای که نمونه کوچکی از جامعه ایران از بچه های سیستان تا آذربایجان و خراسان تا خوزستان در ان جمع بودند،بحث میکردیم! یکبار یادم هستم با دونفر از هم خدمتی ها درباره ی خروج مغزها از ایران حرف میزدیم و من از شهید چمران و زندگی اش سخن گفتم!بحث که بالا گرفت، به مسائل سیاسی هم رسید،سرمان راکه بالا گرفتم،دیدیم چیز حدود سی چهل نفر دورمان جمع شدند و دارند به حرفهایمان گوش میدهند،خواستم بحث را تمام کنم که دیدم بچه ها اصرار میکنند که ادامه دهیم! با یکی شان که حرف میزدم،فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی... صنعتی شریف یا امیر کبیر بودم(درست یادم نیست) از مسائل سیاسی و تقسیم بندی های رایج و اندیشه های گروه های سیاسی چیز زیادی نمی دانست! دردلم گفتم این از نخبه علمی مان! وای بحال بقیه...

یکبارهم یادم هست فرمانده آمد و بحث ده نفره مان در حیاط پادگان را بهم زد! بنده خدا از سر و صدای ما بیدار شده بود!

دیدم در دورانی که در بسیج بودم،یا نهایتا با چند بسیجی خرده شیشه دار بحث میکنیم،یا اگر بخواهیم با دیگر دانشجویان حرفی بزنیم،چون ما را به دید یک عضو بسیج نگاه میکنند،هر حرفی و هر بحثی را نمی کنند...خودتان بهترمی دانید!

داستان سوم:

لوله کش بنده خدا که کار میکرد،حرف از طب سنتی و...شد،از تیزهوشی و دقت پدربزرگش روحانی اش در تشخیص بیماری ها میگفت!

 گاهی هم حرف از آب و خشکسالی و باران میزد! حرف از انتخابات رای دادن و ندادن شد،نمی دانم سر چه حرفی!!! بحث رضاخان را وسط کشید و از توسعه کشور از درزمان حرف میزد،دیپلم هم نداشت بنده خدا! به او درباره ی خیانت رضاخان به طب سنتی گفتم!چند ثانیه ای مکث کرد و دیگر حرفی نزد...!

هنوز هم کم کاریم!

همین...

علیرضا
۰۵ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۲ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۴ نظر

سربسته بگویم فعلا با این آمار از انتخابات،ما باختیم!

آنروز که رهبر انقلاب در دیداری فرمودند حوادث سال 88 تا سالها گریبان نظام و انقلاب (نقل به مضمون) را میگیرد برخی ها نفهمیدند منظور آقا چه چیزی بوده است؟

حجم تخلفات واقعا غیر قابل تصور است،چه قبل از برگزاری و چه حین برگزاری انتخابات! اگر توزیع یارانه سه برابری و وصل شدن یارانه دیگر مردم در شب انتخابات بگذریم،اگر از وام ده میلیونی به دهیاران بگذریم،اگر از اجازه تبلیغ سر صندوق برای روحانی بگذریم،اگر از عدم صدور کارت و اخراج نماینده های ستاد رئیسی حین شمارش آرا بگذریم،اگر رقیب هراسی گسترده توسط روحانی بگذریم،از توزیع هدفمند و کاملا گزینشی برگه رای(تعرفه) در مناطق مختلف رای خیز رئیسی نمی شود گذشت!

ذهنیتی که در برخی از جوانان و تحلیل گران حزب اللهی است این است که اعتراض قانونی  و بدون هیاهو و با آرامش را هم مساوی با آشوب های سال 88 معرفی میکنند! اصلا در ذهن برخی این طور شکل گرفته است اگر اعتراض کنیم،دشمنان سو استفاده میکنند!! آخر این چه ذهنیت غلطی است؟

بحث ما و هدف ما ابدا ابطال انتخابات یاحتی به دور دوم کشیدن آن(دور از ذهن نیز نخواهد بود) نیست! حتی سال 94 که لیست امید پیروز شد،شکست را قبول داشتیم ولی اگر چند تن از کاندیدهای اصولگرا به برخی از تخلفات شکایت میکردند،و از طعنه رقیب نمی ترسیدن!!! شاهد این حجم از تخلفات نبویدم!

 

تخلفاتی که نه فقط در استان تهران،بلکه در سایر استانها نیز بوده است و برخی را تا تجمع مقابل فرمانداری ها کشانده است...

کار بجایی رسیده که رهبرانقلاب،در پیام خود،به روحانی،تبریک پیروزی را نگفت و صرفا از حضور حماسی مردم قدردانی نمودند...!

علیرضا
۰۱ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۵ نظر