از دغدغه هایی پایین تر از تنه تا بالاتر از ابروی برخی از دختران و پسران جوان ...
يكشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۵۳ ق.ظ
وقتی برخی از مستند ها و فیلم های دستی گرفته شده خود مردم در جریان روزهای انتخابات 88 ریاست جمهوری را مشاهده می کنم،به سطح دغدغه برخی از جوانانی برخود می کنیم که واقعا شاید برای ما و برخی از شما پایین ترین درجه و تنزل را داشته باشد.
وقتی در مستند از جوانی مونث سوال می شود که ملاکتان برای انتخاب رئیس جمهور چیست و وقتی پاسخش را میشنوید و یا میروید از جوان و جوان های دیگری سوال میکنید که ملاک انتخاب تان برای ریاست جهموری چه مواردی است پاسخ ها شاید از دید یک کسی نه ادعای سیاسی بودن دارد و نه ادعای فیلسوف بودن و فقط خبر های را روزانه پیگیری میکند شاید کمی مضحک باشد...
دختری جواب داده بود که رنگ کت کسی که میخوام بهش رای بدم.... برایم مهم است! پسری جواب داده بود مهم کسی است که وقتی رای آورد بتوانم با دوستم (منظور همان خانم نامحرمی است که در ماشین بقلش نشسته) راحت باشم...!
یک نفر دیگر حتی نمیدانست زمان اصلاحات و حتی بعد از متمم قانون اساسی چیزی به اسم پست نخست وزیری نداریم و میگفت فلانی (همان فتنه گر شرور) نخست وزیر فلانی است(همان فتنه گر ممنوع التصویر) است! شاید برای من و برخی از شما ها کاملا غیر قابل باور باشد!
که وقتی کسی به شما بگوید دوست دارم کسی را که انتخاب می کنم بهترین کت و شلوار مارک دار بازار در تنش باشد! چرا که مثلا نشانه ی اقتدار یک کشور داشتن کراوات و کت انگلیسی در تنش است! (جان آدمی شریف بود یک زمانی ...یادش بخیر)بماند که برخی از اینان از اعضای ستاد انتخاباتی فلانی بوده اند...
این ها را الان گفتم که نه زمان انتخابات است و نه زمان ...
یا مثلا وقتی خبر فلان بیانیه سیاسی و به قول خودشان صرفا مطبوعاتی درمیادید،یک عده اصلا نمی دانند برای چه دارند میرقصند! مهم شاد بودن کاذب و همراه با معشوقه های خیابانی شان است تا فردا چند روزنامه ی خط بگیر آن ور آبی تیتر بزنند شادی و خوشحالی مردم در تحریم مانده از بیانیه شهر شکلات های سوییسی...

یا حتی زمانی که فلان خواننده ی جوان،عمرش به اخر میرسد و خانواده و بستگانش داغدار اند،عده به اسم تشیع جنازه و به کام عکس های سلفی و دختران و پسران جوان دوریبین به دست و له له زن برای دریافت آخرین لایک هایشان در صفحات مجازی راه می افتند و چهار تا جامعه شناس فرنگ رفته و یا فرنگ پرست ! در هنگ ماجرا می مانند و نمی دانند چگونه تحلیل کنند... خنده دارش آنجا میشود که عده ایی برای گرفتن چهار تا ماهی در آب گل آلود میایند تشیع جنازه عظیم فلان عالم ربانی و مداح مطرح دربین جوانان را یا کوچه بازاری سوق دهند و یا دولتی و ...
مشکل کشور ما،عمیق تر از آن است که که باختن برای عده ایی از جوانان ما،شده بهانه ایی برای شادی و رقاصی! شاید همان شعر خبرفت که نادان های مدرنیست عصر ایسم های فلاسفه ی فاسد و زن باره ی غربی،دوباره آن را تکرار کنند و ندانند و ندانند و در جهل مانده اند که داستانش چه بود؟
کسی که برای پلانتی نگرفتن فلان داور در فلان بازی فوتبال،ساعت ها در شبکه های رسانه ی مثلا ملی و حتی اون ور آبی،تحلیل گوش میکندولی نمی داند غنی سازی چیست و حتی معنی لغوی غنی سازی را هم نمی داند،آیا انتظاری هست که بتواند مشکلات جامعه خویش را هضم و تحلیل و درباره ی آن راه حل پیدا کند؟
نداستن فلان مسئله به قدری در بین برخی از جوانهای تحصیل کرده ی ما ،عمیق شده است که وقتی از مذاکرات هسته ایی حرف میزنی،به علت این که چیزی سر در نمیآورند خود را به گمراهی زده و سر در برف میکنند که ما که چیزی نمیفهیم پس بذاریم دولت هرچه صلاح دید انجام دهد!اما برای سرکشی به زندگی فلان بازیگر زن سینما،ساعت ها در اینترنت سرج میکنند تا طالاعاتی از دماغو پایین تنه اش(باعرض معذرت)بدست بیاورند...
آری،مسئله ی جوانان ما فقط حجاب و پوشش نیست! فقط اشتغال و بیکاری و ازدواج نیست...
تهاجم فرهنگی کارش را خوب بلد هست،منتها برخی از مدیران فعلا در حال تعامل فرهنگی هستند.
به قدی سبک زندگی جوان را رسانه های داخلی مواجب بگیر و رسانه های غربی مزدور تغییر داده اند که نداستن و نفهمیدن و از ماجرا خبر نداشتن تبدیل به لایف استایل شان شده و این تقریبا بخش اعظم فکری جریانی است که در سال 92 خود را پیروز دانست اما نمی دانست رکورد دار تورم و دلار در دولت های سازندگی و اصلاحات بود!(تورم 49 دصدی سازندگی و جهش چهار برابر ارزی سال80!)

مشکل بعدی اینجاست که فلان جوان ادعا دار بسیجی یا همان حزب اللهی ما،حوصله خواندن ندارد! و بدختی اینجاست که نه فقط حزب اللهی های ما،بلکه اکثر جوان ما حوصله ی خواندن ندارن! برای همین وقتی فلان شبکه ی اجتماعی مجازی مخصوص عکس میاید ملت می نشینند تند تند غذا ها و اتاق خواب و راز های درونی زنگی شان را شیر (بخوانید اشتراک) میکنند تا مثلا خودی نشان داده باشند!
وقتی در صفحه ی رسمی رئیس جمهوری! شب آخر مذاکرات لوزان وحتی شبهای بعدش..،خبرش درج میشود،سطح دغدغه ی یک عده به ظاهر طرفدار دولت! این است که کمپین راه اندازی کنند و تند تند کامنت در زیر صفحه رئیس جمهور بگذارند که آقای رئیس جمهور! لطفا نگذارید فلان مربی 10000000000 (ده میلیاردی) سالی!!! از ایران برود! یکی نیست از اینان بپرسد فوتبال دقیقا کجای زندگی و فناوری هسته ایی و برخی مسائل مربوطه آن کجای زندگی تان است...!
وقتی در مستند از جوانی مونث سوال می شود که ملاکتان برای انتخاب رئیس جمهور چیست و وقتی پاسخش را میشنوید و یا میروید از جوان و جوان های دیگری سوال میکنید که ملاک انتخاب تان برای ریاست جهموری چه مواردی است پاسخ ها شاید از دید یک کسی نه ادعای سیاسی بودن دارد و نه ادعای فیلسوف بودن و فقط خبر های را روزانه پیگیری میکند شاید کمی مضحک باشد...
دختری جواب داده بود که رنگ کت کسی که میخوام بهش رای بدم.... برایم مهم است! پسری جواب داده بود مهم کسی است که وقتی رای آورد بتوانم با دوستم (منظور همان خانم نامحرمی است که در ماشین بقلش نشسته) راحت باشم...!
یک نفر دیگر حتی نمیدانست زمان اصلاحات و حتی بعد از متمم قانون اساسی چیزی به اسم پست نخست وزیری نداریم و میگفت فلانی (همان فتنه گر شرور) نخست وزیر فلانی است(همان فتنه گر ممنوع التصویر) است! شاید برای من و برخی از شما ها کاملا غیر قابل باور باشد!
که وقتی کسی به شما بگوید دوست دارم کسی را که انتخاب می کنم بهترین کت و شلوار مارک دار بازار در تنش باشد! چرا که مثلا نشانه ی اقتدار یک کشور داشتن کراوات و کت انگلیسی در تنش است! (جان آدمی شریف بود یک زمانی ...یادش بخیر)بماند که برخی از اینان از اعضای ستاد انتخاباتی فلانی بوده اند...
این ها را الان گفتم که نه زمان انتخابات است و نه زمان ...
یا مثلا وقتی خبر فلان بیانیه سیاسی و به قول خودشان صرفا مطبوعاتی درمیادید،یک عده اصلا نمی دانند برای چه دارند میرقصند! مهم شاد بودن کاذب و همراه با معشوقه های خیابانی شان است تا فردا چند روزنامه ی خط بگیر آن ور آبی تیتر بزنند شادی و خوشحالی مردم در تحریم مانده از بیانیه شهر شکلات های سوییسی...

یا حتی زمانی که فلان خواننده ی جوان،عمرش به اخر میرسد و خانواده و بستگانش داغدار اند،عده به اسم تشیع جنازه و به کام عکس های سلفی و دختران و پسران جوان دوریبین به دست و له له زن برای دریافت آخرین لایک هایشان در صفحات مجازی راه می افتند و چهار تا جامعه شناس فرنگ رفته و یا فرنگ پرست ! در هنگ ماجرا می مانند و نمی دانند چگونه تحلیل کنند... خنده دارش آنجا میشود که عده ایی برای گرفتن چهار تا ماهی در آب گل آلود میایند تشیع جنازه عظیم فلان عالم ربانی و مداح مطرح دربین جوانان را یا کوچه بازاری سوق دهند و یا دولتی و ...
مشکل کشور ما،عمیق تر از آن است که که باختن برای عده ایی از جوانان ما،شده بهانه ایی برای شادی و رقاصی! شاید همان شعر خبرفت که نادان های مدرنیست عصر ایسم های فلاسفه ی فاسد و زن باره ی غربی،دوباره آن را تکرار کنند و ندانند و ندانند و در جهل مانده اند که داستانش چه بود؟
کسی که برای پلانتی نگرفتن فلان داور در فلان بازی فوتبال،ساعت ها در شبکه های رسانه ی مثلا ملی و حتی اون ور آبی،تحلیل گوش میکندولی نمی داند غنی سازی چیست و حتی معنی لغوی غنی سازی را هم نمی داند،آیا انتظاری هست که بتواند مشکلات جامعه خویش را هضم و تحلیل و درباره ی آن راه حل پیدا کند؟
نداستن فلان مسئله به قدری در بین برخی از جوانهای تحصیل کرده ی ما ،عمیق شده است که وقتی از مذاکرات هسته ایی حرف میزنی،به علت این که چیزی سر در نمیآورند خود را به گمراهی زده و سر در برف میکنند که ما که چیزی نمیفهیم پس بذاریم دولت هرچه صلاح دید انجام دهد!اما برای سرکشی به زندگی فلان بازیگر زن سینما،ساعت ها در اینترنت سرج میکنند تا طالاعاتی از دماغو پایین تنه اش(باعرض معذرت)بدست بیاورند...
آری،مسئله ی جوانان ما فقط حجاب و پوشش نیست! فقط اشتغال و بیکاری و ازدواج نیست...
تهاجم فرهنگی کارش را خوب بلد هست،منتها برخی از مدیران فعلا در حال تعامل فرهنگی هستند.
به قدی سبک زندگی جوان را رسانه های داخلی مواجب بگیر و رسانه های غربی مزدور تغییر داده اند که نداستن و نفهمیدن و از ماجرا خبر نداشتن تبدیل به لایف استایل شان شده و این تقریبا بخش اعظم فکری جریانی است که در سال 92 خود را پیروز دانست اما نمی دانست رکورد دار تورم و دلار در دولت های سازندگی و اصلاحات بود!(تورم 49 دصدی سازندگی و جهش چهار برابر ارزی سال80!)

مشکل بعدی اینجاست که فلان جوان ادعا دار بسیجی یا همان حزب اللهی ما،حوصله خواندن ندارد! و بدختی اینجاست که نه فقط حزب اللهی های ما،بلکه اکثر جوان ما حوصله ی خواندن ندارن! برای همین وقتی فلان شبکه ی اجتماعی مجازی مخصوص عکس میاید ملت می نشینند تند تند غذا ها و اتاق خواب و راز های درونی زنگی شان را شیر (بخوانید اشتراک) میکنند تا مثلا خودی نشان داده باشند!
وقتی در صفحه ی رسمی رئیس جمهوری! شب آخر مذاکرات لوزان وحتی شبهای بعدش..،خبرش درج میشود،سطح دغدغه ی یک عده به ظاهر طرفدار دولت! این است که کمپین راه اندازی کنند و تند تند کامنت در زیر صفحه رئیس جمهور بگذارند که آقای رئیس جمهور! لطفا نگذارید فلان مربی 10000000000 (ده میلیاردی) سالی!!! از ایران برود! یکی نیست از اینان بپرسد فوتبال دقیقا کجای زندگی و فناوری هسته ایی و برخی مسائل مربوطه آن کجای زندگی تان است...!
بماند که چند روز از دستور رهبری به دولت برای انتشار واقعییات و جزییات مذاکرات گذشته ولی هنوز از اجرا خبری نیست...
راه آورد غرب برای زندگی بشر همین است! عده ایی را با فوتبال سرگرم می کنند! عده ایی را با دوستی های خیابانی و دختری و پسری سرگرم میکنند و عده را با فروش محصولات تکنولوژِیکی مثل موبایل !(که هیچگاه شما نخواهید دید دانش ساخت و طراحی اش را به کشورهایی مثل ایران بدهند و فقط محوصلاتش را به شما ..)سرگرم کنند و آخر فریادی بلند شود که بپرسد جوانی ات را با شعار خربرفت و خربرفت و خربرفت دادی رفت...
همین.....
........................................................................................
پی نوشت:
این مطلب در سایت های زیر :
روایت نو
حرف تو
خیبرآنلاین
راه آورد غرب برای زندگی بشر همین است! عده ایی را با فوتبال سرگرم می کنند! عده ایی را با دوستی های خیابانی و دختری و پسری سرگرم میکنند و عده را با فروش محصولات تکنولوژِیکی مثل موبایل !(که هیچگاه شما نخواهید دید دانش ساخت و طراحی اش را به کشورهایی مثل ایران بدهند و فقط محوصلاتش را به شما ..)سرگرم کنند و آخر فریادی بلند شود که بپرسد جوانی ات را با شعار خربرفت و خربرفت و خربرفت دادی رفت...
همین.....
........................................................................................
پی نوشت:
این مطلب در سایت های زیر :
روایت نو
حرف تو
خیبرآنلاین
۹۴/۰۱/۳۰
درد نوشت نوشتید ...
درد جاهلیت
درد خودباختگی
درد عدم خودباوری
درد غرب زدگی
درد و درد هایی هست که کم دردری نیستن ...
متاسفانه امام خامنه ای نمیدانم با چه زبانی بفرمان که تهاجم فرهنگی ، شبیه خون فرهنگی و یا ناتوی فرهنگی ولی کو گوش شنوا برای مسئولین بی عرضه ای که کلام ولی امر را درک نکرده و یا به خواب میزنن خود را ...
ِیازهـــــــــــرا