فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

بایگانی

نویسندگان

پیوندهای روزانه

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

وقتی شما در جامعه ای چادر را حذف کردید،دیگر در روضه های محرم، دختر بدحجاب درک و تصوری از چادر از سر برداشتن حضرت زینب توسط قاتلین امام حسین نخواهد داشت.

وقتی شما در جامعه ای،حیا را هدف بگیرید، ان جوان دیگر درک و تصور درستی از حیای فاطمی نخواهد داشت.

وقتی شما در جامعه ای،کار نیک پنهان و حفظ شان طبقه محروم را هدف بگیرید،مردم دیگر درک و تصور درستی از اطعام شبانه فقرا توسط حضرت امیر (ع) نخواهد داشت!

وقتی شما در جامعه ای مقاومت را هدف بگیرید،ان کشور درک و احساس درستی از عدم امتیاز دهی درمذاکرات به دشمن نخواهد داشت!!!

وقتی شما سعی کردید جامعه مدنی را باب کنید،ان مردم درک صحیحی از جامعه اسلامی نخواهند داشت!

وقتی شما مفهوم ولش کن ! و سخت نگیر را مد کردید،میشوید مروج اباحه گری و لیبرالیسم!

وقتی شما در جامعه مفهوم انفاق و گذشت را حذف کردید،حرص و طمع و در اخر اختلاس از بیت المال را ترویج کردید...

وقتی شما جلف بازی و شهوت و پسران خوش استایل را باب کردید، درک و تصور جان فدایی و بریده شدن سر یک پسر جوان در اوج جوانی برای اسلام را نخواهید داشت!

وقتی مصرفگرایی و تبلیغ شبانه روزی را مد کردید! قناعت و ذخیره سازی منابع محیطی را سوزانده اید...

علیرضا
۱۹ آبان ۹۶ ، ۲۱:۱۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰ نظر

هرچند بنا نداشتم در مورد انصراف آقای قالیباف از انتخابات 96 حالا حالا ها مطلبی بنویسم،ولی جمله ی بالا،را نه از روزی که ایشان انصراف داد بلکه حتی قبل از انتخابات قبول داشتم!

دکتر قالیباف! حالا دیگر شهردار تهران را نمی توان بدون واژه سابق! بکار برد در نامه ای خطاب به جوانان گفته بودید منتظر اقدامات از بالا به پایین نباشید! هر چند میدانم از چه چیزی نارحت هستید!ولی خوب میدانم در این 12 سال که شهردار تهران بودید،با همه ی مدیریت قوی و کار زیادتان،از مشاورین سیاسی خوبی برخوردار نبودید!چه همان زمان که فکر کردید به مانند احمدی نژاد میتوانید از شهرداری به ریاست جمهوری بروید(سال92) و چه ان زمان که فکر کردید بعد از کلی همگرایی فکری با جریان ارتجاع و شخص هاشمی ،به یکباره در نقش رقیب اش ظاهر شوید!(سال84) و چه همین امسال که فکر کردید یا فکر داده شدید که بتوانید بر طبل ناتوانی روحانی، سکان ریاست جمهوری را بر عهده بگیرید.. همیشه اشتباه مشورت داده شدید..!

آقای قالیباف! نه شما منظورم هستید و نه کسانی خودشان را اصولگرا میدانند! در تاریخ انتخابات های(ریاست جمهوری) ایران،هیچگاه کسی که یکبار کاندید شده و رای نیاورده (حالا به هردلیل حلال و غیر حلال!!) نتوانسته دور بعد پیروز شود! خود بنده حتی مخالف ورود اقایان جلیلی و.. بودم و حتی مخالف ورود دوباره جناب رئیسی در انتخابات بعدی!هر چند اگر میامدندو..به ناچار باید حمایت میکردیم و این خود یعنی از دست رفتن انرژی جوانان!

شما بر چه اساسی شرکت کردید و باعث شدید بعداز متلک گازانبر به کارخانه لوله سازی ارتقا پیدا کنید؟ شما که توان پاسخ دادن به یک فرد ملبس و ایضا حیله گر را نداشتید چرا وارد شدید ؟

در نامه تان از خود انتقادی در جریان نو اصولگرایی و.. صحبت کرده بودید!حاضر هستید بپذیرید که ورود بی حساب شما و خروج احساسی تان فقط منجبر به کاهش انرژی جوانان انقلابی و از دست دادن روحیه بعد از شکست در انتخابات شدید؟

در نامه تان از دایره باز اصولگرایی تان در سال 92 چیزی نگفته بودید!از تجربه بکارگیری عناصر تند و بعضا دو چهره اصلاحطلب در ارکان رسانه ای شهرداری تان چیزی نگفتید! خواهشا بگذارید جوانان انقلابی به مانند تیر84 خودشان عمل کنند...

آقای قالیباف! در نامه تان،از چگونگی کنار آمدن با تغییر سبک زندگی طبقه متوسط بدون چشم پوشی از آرمانها سوال کرده بودید..!اما کیست نداند به واسطه مدیریت شما و پیشرفت های عمرانی بدون نگاه فرهنگی تان در این 12 سال بر کلان شهر تهران، شما یکی از خادمین به توسعه غرب زده بودید و خود یکی از عاملین تغییر سبک زندگی بودید!نه معماری پروژه هایتان به سبک زندگی ایرانی واسلامی شباهت داشت و نه حتی کاربردشان!خدمت کردید و خدمتی بی نظیر!ولی هیچگاه توصیه دلسوزان انقلاب را در پروژه هایتان که از نظر مهندسی موفق ولی ازنظر فرهنگی،ضدش عمل کردید را گوش ندادید...

علیرضا
۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۴ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

هیچ گاه برای طرز فکر بازیگران ارزشی قائل نبودم، هر وقت میدیدم بازیگری نقشی مثبت یا منفی و..را خوب بازی میکند،به خودم گفته ام اینها فقط بازیگرند! ولی برعکس برای کارگردان و نویسنده فیلم،همیشه ارزش قائل بودم، چون نویسنده خواسته تفکرش را در قالب هنر سینما مطرح کند،یا کارگردان میخواسته با هدایت فیلم،به هدف نویسنده یا فیلمنامه نزدیک تر شود..

اصولا هیچگاه از انسان هایی که دو جور فکر وعمل میکنند هم خوشم نیامده است!

یکبار درجایی ابراهیم حاتمی کیا،کارگردان و نویسنده فیلم های سینمایی معروف دفاع مقدس،بعد از انتقادات فراوان از دولت روحانی بخصوص در حوزه هنر،گفته بود من به روحانی رای دادم! و جنس رای دادنم چنین است!

 یا مهدویان،کارگردان فیلم های ایستاده در غبار،اخرین روزهای زمستان و بخصوص فیلم خوب ماجرای نیم روز با ان همه تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم از روحانی در صفحه اش! انسان را به تفکر میاندازد،هرچند اخری سن کمتری دارد ولی..

شاید در نگاه من امثال مرحوم سلحشور و ده نمکی و حتی اصغر فرهادی محترم ترند!چرا که برای عقیده ایی که داشتند و دارند فیلم میسازند!شاید امثال حاتمی کیا وقتی آژانس شیشه را میساخت ،هیچگاه از خود پرسیده بود این همه انتقادهایی که در فیلم کرده ای متوجه دولت خاتمی بوده؟ یا وقتی مهدویان ماجرای نیم روز را ساخت،موقع رای دادن از خود پرسیده بوده چرا به کسی که جای شهید و جلاد را عوض کرده رای میدهد؟

بازیگرها،عروسک هایی هستند که دستهایی از بالا آنها را میگردانند،نویسنده و کارگردان همان دست ها هستند!اما دست ها را چه کسی حرکت میدهد؟

شاید با خود بگوییم این دو عزیز! دارند از حمایت جریان انقلابی برای دیده شدن فیلم هایشان استفاده میکند و بعد در بزنگاه ها،فیلم ارغوان را بسازند که مامور اطلاعاتی درگیر عاشقی و درگیری های شخصی می شود را نمایش دهند...


علیرضا
۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۲۵ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

جوانان ما در خیلی زمینه ها عقب هستند یا به عبارت بهتر بگوییم عقب مانده هستند،در خیلی چیزهایی که فکر میکنیم که جوانان ما استاد هستند ولی شاید حتی یک دستمال لنگ کش ساده هم نباشند!

یکی از همین چیزها،عشق ورزیدن به جنس مخالف در قالب زندگی مشترک است. دختران و پسران نمی دانند و یا شیاد هم میدانند ولی نمی توانند با همسر خود،عشق بازی کنند،یک مرد ویا یک زن،اصلا نمیدانند فرق عشق بازی با همسر،با بازی های جنسی زندگی مشترک چیست؟یک جوان شاید بتواند یا بدند چگونه به گزینه مورد نظر خود برسد و ازدواج کند ولی نمی تواند بعد از خوانده شدن عقد،ابراز عشق بکند...!

البته خب تا حد زیادی هم تقصیر ندارند!!! وقتی به هنر موسیقی و خوانندگی نگاه میکنیم،پر شده است از شعر هایی که جز توصیف حجم و وزن و رنگ همسر خود ،چیز برای گفتن ندارند! بسیاری از شعر ها در عین شاد بودن،زمینه و عمق افسردگی دارند! متن موسیقی گواه از یک بیماری اختلاق دوقطبی میدهد! رنگ موسیقی مشکیست چون میگویند مشکی رنگ عشق است! وزن موسیقی زیادی سبک است! به قدری سبک است که معشوق و عاشق گاهی رویشان نمی شود با هم به یک موسیقی و ریتم اش گوش دهند! حتی اگر بویی از زندگی مذهبی نداشته باشند!


عشق

علیرضا
۰۳ آبان ۹۵ ، ۱۹:۱۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۴ نظر

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ مسائل مختلفی که در این دولت دیده ایم کدامشان با اعتراض هایمان حل شده است؟ چند درصد مردم واقعا از مخاطرات توافق لوزان آگاهی پیدا کرده اند؟ چند درصد مردم را توانستیم از نقایص توافق برجام آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مردم را به قرارداد های جدید نفتی در دولت روحانی موسوم به آی پی سی آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مرم را از مسئله ی خطرناک و ضد استقلال کشور یعنی اف ای تی اف،آگاه کنیم؟ چرا وقتی وزیر ارشاد دولت روحانی می گوید اجرای کنسرت در مشهد خوب نیست ولی برای بقیه شهرا خوب است!!! کسی بلند نشد بگوید چرا اگر یک چیز بد برای بقیه جاها بد نیست؟ چند درصد مردم واقعا به مفاد برجام احاطه فکری پیدا کرده اند؟ اگر وضع اقتصاد بعد از برجام بدتر نمی شد!مردم میگفتند برجام بد است؟ آیا برجام فقط اقتصاد را خراب کرد؟ پس دستاورد های هسته ایی کجا رفت؟ بتن ریختن ها چه شد؟ در ماجرای هسته ایی به جز تولید هشتگ ها و نوشتن مقاله ها،دلواپسان عزیز، در چند شهر تجمع و سخنرانی اعتراض برگزار کردند؟ برگزاری دو سه جلسه آن هم در تهران بس بود؟

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ چرا فکر میکنیم با نوشتن چند مقاله و چند تصویر گرافیکی انتقادی نسبت به کارهای پر ضرر دولت روحانی در زمینه های فرهنگی و مذهبی و اقتصادی و سیاسی و... تکلیف از ما ساقط است؟


علیرضا
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر

مهم نیست که یک اسب چگونه صدا می کند و یا چگونه می دود و یا حتی چگونه نگاه می کند!

مهم این است که یک الاغ چگونه می تواند به مانند اسب سواری بدهد! راه برود و به جای ار ار کردن....! صدای اسب در بیاورد!

هر اندازه که یک اسب به یک الاغ نگاه کند،الاغ ها خوشحال می شوند!

هر اندازه که اسب ها گلاب به رویتان، از پشگل خود ،به خر ها بدهند،خر ها در پوست کلفت خود نمی گنجند!

هر اندازه که اسب های تمایلات جنسی شان را نسبت به الاغ ها افزایش دهند و قاطرها را به وجود بیاورند.....قاطر احساس مدرن بودن و به روز بودن می کنند!

اصلا شاید نمی دانستید که خرها دیگران را خرتر از خود می دانند!

وقتی از واژه ی تر!!! استفاده می شود، باید بدانید که آنها خودشان را خر میدانندولی بقیه را خر تر!

شاید شخصیت جیگر،در طنز کلاه قرمزی،نمونه ی افرادیست که آن چیزی را میخواهند که هیچ گاه آن نمی شوند!

شاید یک الاغ با آن چشمان عجیبش،اسب که هیچ ،آهو هم نشود،ولی میتواند با این آرزویش تا ابد در خریت خر بودن خود خر بماند و خوراک دیگرانی چون گرگ ها شود!

اصلا معلوم نیست وقتی گاو ها وجود دارند خر ها چرا ادعای قدرت میکنند!

اصلا گاو ها میواتنند شیر دهند،در عالم سبز و یونجه ی خود،ما ما کنند و پشگلشان را نیز ناخودآگاه و بدون اختیار در اختیار صاحبان کشاورز خود قرار دهند!

ولی اگر از خر ها نگذریم،خر ها مدرن گرا هستند،دوست دارند به ورژن اسب ارتقا پیدا کنند،اما نمی توانند!

منتها، اسب هاخیلی راحت می توانند خر ها را خر کنند...!

اسبها با وعده ی اسب کردن خرها،یونجه ی آنها را میگیرند،ازشان برای کره اسبها،سواری میگیرند و خلاصه خر ها را به معنای واقعی کلمه،خرکیف کنان،خر نگه می دارند.

اسبها زرنگ هستند،اما خر ها،صاحبان خود را هم خر میدانند و میگویند باید صاحبان ما هم به مانند ما اسب شوند،اسب ها تبلیغات زیادی برای اسب کردن یا همان خر کردن خرها بکار می برند،اصولا خر ها،اهل اصلاح بازی هستند،وقتی یونجه ها و علوفه ها را هم نوشخوار میکنند،به طرز عجیبی در حال اصلاح هستند.

معلوم نیست فرجام اسب شدن خر ها چه میشود؟

.................................................................................................

این مطلب در سایت های زیر:


دولت بهار

علیرضا
۲۵ دی ۹۴ ، ۱۳:۲۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ نظر

برای برخی ها برخی مسائل به قدری پیچیده است که اصلا ذهن شان توان تحلیل و پردازش آنرا ندارد.

معلوم نیست چرا برخی مسائل ساده ی طبیعی و زندگی را میخواهند پیچیده جلوه بدهند،میگویند باید آزادی باشد،می گویند چرا به جای رسیدگی به مسائل اقتصادی و فساد اقتصادی به حجاب و پوشش چهار تا دهتر گیر می دهید؟

می گویند چرا گشت ارشاد وجود دارد؟ می گویند یعنی چه که جنس مذکر به گناه می افتد؟

اصلا پیچیده نگاری و انگاری مسائل ساده ی طبیعت خود یک خیانت است.

شهوت پرستان و بی خیال اندیشان، در اوج لذت های جنسی، نمی توانند هضم کنند که خودشان غرق شده اند، خود را به بی خیالی می زنند!

ماشاالله از بالا تا پایین مملکت ما پر از دکتران اقتصاد دان! اما چند نفر توانسته اند عرضه کنند تا مسائل اقتصادی را حل کنند؟ همگی از چپ تا راست ادعای اقتصاد میکنند! اما جوان به دلیل مسائل اقتصادی نمی تواند ازدواج کند!

از آن طرف جوان مجرد را در اوج فشار جنسی و عدم برآورده سازی نیازهای جنسی می فرستیم به دانشگاه! در کنار چند عدد جنس مخالف!

بعد می گوییم جوان! تو نیاز به ازدواج داری ولی به جنس مخالفت نگاه نکن ! حرف نزن! دست نده! جزوه ردو بدل نکن!

از آن طرف به دختر جوان میگوییم تو چه حق داری خود را بد حجاب و آرایش کرده بیرون بیاوری؟ اصلا چه حق  داری خود را عرضه کنی؟

رسما یک ماله ی عظیم بر تمام مسائل طبیعی بشر می کشیم ! حالا میاییم گشت ارشاد می گذاریم ! از آن طرف مردم را به پلیس بدبین می کنیم!

همان اندازه که پسران جوان شهوت دیدن دارند،دختران جوان شهوت دیده شدن دارند! همان اندازه که از پسران جوان انتظار داریم به نامحرم نگاه نکنند،همان اندازه باید توقع داشته باشیم دختران جلوی شهوت عرضه و دیده شدن خود را کنترل کنند!

اصلا مگر می شود سر جوان را با چهار واحد درس سر گرم کرد و بعد انتظار داشته باشیم وی به گناه نیافتد ؟

پدر خانواده خودش در اوج نداری و فقیری ازدواج کرده،وقتی پسرش یا خواستگار دخترش،قصد ازدواج دارد،از وی انتظار داریم گنج قارون رایک شبه برای دردانه مان بیاورد ؟

چرا مسائل ساده ی دنیای طبیعت را می خواهیم یا نبینیم و یا این قدر پیچیده جلوه دهیم که حل شدنش غیر ممکن و سخت به نظر بیاید؟

چه دست هایی پشت تغییر فرهنگ جنسی کشور ایران فعال است ؟



علیرضا
۱۶ دی ۹۴ ، ۲۱:۳۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۲ نظر

اصلا جنابمان در ذهن خیلی مبارکمان به یاد ندارد که از وقتی پاهای مبارک و خوش بویمان  را بر پهنه ی گیتی قدم نهادیم،در شانس به ما عالیجنابان سلامی کرده باشد!

اصلا شاید آن زمان،از این آیفون های تصویری هوشمند،عرصه ی وجود را طی نکرده بودندی یا شاید هم به مانند این گردالی پزان سریع الپخت کش لقمه ... یک کلوز دور بر شیشه ی ماتشان انداخته بودند و ما مدارج عالیه برای فهم این قاعده را نداشتیم..

البته بعد ها ذهن مبارک فهمید که مشکل از ذکور بودن ما اجناس سخت جان هفت جان دارد!

شاید بیاد نداشته باشیم باری به اتوبوس های عموشهردار سوار شده باشیم و بتوانیم براحتی بر روی یکی از این مبل های لاستیکی سخت ،آسان جلوس کرده باشیم!

یا  بدون ترشح آندرنالین و همه ناله های درونی مان و بدون استرس این که بتوانیم به سهولت بر صندلی جلوی تاکسی نشسته باشیم در مغز گران مایه مان چییزی به یاد بیاوریم!

هر بار که خواستیم بر اتوبوسی مینی بوسی و هر مرکب بوس دار دیگری اوتراق نماییم با صحنه ی وارد شدن پیرمرد کمر شکسته و ایضا دستان لرزان ویبره مانندش مواجه نشویم و یا با آن چشمان از حدقه بیرون زده و آب مرواریدی اش مواجه نشویم که با زبان بی زبانی به من فلک زده بهفماند که ای جوانک

،گر تو آنجا نشسته ایی ملکی مشاع است که سند شش دانگش در جیب من است! از جایت برخیز قبل از این که زبان بی زبان،زبان باز شود!

(البته کاریکاتور بالا حس درونی مان را بر خلاف حس بیرونی مان،نمایش میدهد)

یا به مانند گوسفندان ،آرزوی نشستن بر صندلی جلو و در کنار راننده بر دلمان ماند از بس که هر بار ما سوار شدیم یک زن مثلا با عفت ماتیک و گچ و سیمان مالیده بر صورت بیاید با صدای نازک از نی قلیون عبور یک طرفه کرده اش بگوید آقاااا ببخشیییید میشه برید عقب بشینید....!

انگار این غیرت از خدا بی خبر مگر میگذارد! آدمی را به مانند فنری از جا می پراند و زبان که دوصد لعنت بر او باد ،به مانند لوله ی اگزوز می گوید چشم و من بی نوا بدون آن که دلم بر این غصب ناگهانی و خشن راضی باشد ناچار می شوم در اتوبوس ها به مانند گوشت های آویزان در قصابی بایستم و در تاکسی ها بر روی صندلی عقب به مانند کتاب های فشرده شده در یک قفسه ی کوچک وآهنی سرد کتابخانه ،جمع شویم مبادا که سیبیل درشت کناری مان ،آن حالت  دهان گشاد شده ی پاهایش کمی کوچک شود!

آری،جنس ذکور بدبختی های زیاد تری دارد که ما نخواستیم بر غم هم جنس های خود بیافزاییم...

همین....

علیرضا
۰۹ آذر ۹۴ ، ۱۹:۱۴ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر

باسلام

پس از مدتها،امکان جدید بیان، بروز رسانی شد و از این پس می توانید شما میتوانید به مانند شبکه های اجتماعی که دوستان و صفحات دلخواه را فالو میکنید،در وبلاگ های بیان این کار را براحتی انجام دهید...

برای دریافت توضیحات ور اهنما به این آدرس مراجعه کنید(کلیک کنید)

ضمنا توجه داشته باشدی برای اطلاع از دنبال کردن شما،حتما گزینه ی مخفی را در دنبال کردن استفاده نکنید.

برای دنبال کردن فرهنگ پرواز کلیک کنید...

باتشکر

علیرضا
۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۰:۲۹ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر


از این پس شما میتوانید مطالب فرهنگ پرواز به همراه دیگر مطالب و خبرهای گوناگون را در کانال تلگرام مشاهده کنید!

در کانال تلگرام،شماره همراه شما به هیچ وجه برای دیگران مشاهده نمی شود!

از عضویت شما دیگر اعضا خبر دار نمی شوند!

مزیت کانال ها نسبت به لیست انتشار ارتباط یک طرفه مثل تلویزیون است و شما از بحث های گوناگون خیالتان راحت است.

پس برای عضویت مراحل زیر را طی نمایید

جهت عضویت و بهره مندی از اخبار و مطالب مفید کانال رسمی فرهنگ پرواز در محیط تلگرام روی آدرس زیرکلیک کنید. جهت بهره مندی از این قابلیت جدید بایست اخرین نسخه تلگرام خود را به روز کنید.



کانال رسمی فرهنگ پرواز 

@farhangeparvaz


روی آدرس بالا در محیط تلگرام باید کلیک شود

یا

میتوانید از طریق آدرس زیر وارد کانال شده و عضو شوید:

www.telegram.me/farhangeparvaz


برنامه تلگرام علاوه بر استفاده در اندروید و ios در ویندوز پی سی نیز میتوانید استفاده کنید.




علیرضا
۰۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۱۷ موافقین ۲ مخالفین ۱ ۴ نظر