فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

بایگانی

نویسندگان

پیوندهای روزانه

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دکتر حسن روحانی» ثبت شده است

بعد مشاهده نظرات کابران فضای مجازی و خواندن نظرات کوتاه و طولانی برخی از افراد لازم است چند نکته را در رابطه با مناظره اول انتخابات 96 بیان کنم:

اولا،بالابردن میزان برودت و سرمای استریو،دستان لرزان،چهره ی پر استرس و عصبی ،عدم احوال پرسی با دیگر نامزدها قبل از مناظره ،تکیه دادن بیش از حد روحانی به میز تریبون مناظره،کم طاقتی در مقابل سخنان دیگران همه نشان از خالی بودن دست دولت روحانی و ناکارآمدی دولت روحانی حکایت میکنند...

دوما،حملات و سخنان تند جهانگیری علیه قالیباف،درگیری لفظی،استفاده از لفظ گازانبر،متلک پراکنی جهانگیری،و بیان و اعتراف صریح جهانگیری که عنوان کرده بود به عنوان نماینده اصلاحطلبی آمده،نشان از این دارد که جهانگیری و جریان پشت او،به مانند گذشته دغدغه آب و نان مردم را ندارد و صرفا برای راه انداختن دعوای زرگری اصلاحطلبی و اصولگرایی و انحراف افکار مردم از موضوع اشتغال و بیکاری و پول و گرسنگی و معیشت ،آمده است! یعنی دستان دولت حرف و ناامیدی روحانی واقعا خالی است!

سوما،قالیباف با جواب هایش به جهانگیری و روحانی،درخشید،ولی متاسفانه میتوانست با سیاست، جهانگیری را بازی دهد و سخنانش علیه شخص روحانی را بیشتر کند و قدرت مانور بیشتری دهد،به مانند همان کاری احمدی نژاد با موسوی نمود.....!

قالیباف میداند حضور جهانگیری صرفا برای خنثی سازی اوست!

چهارما،مناظره یعنی جنگ! در جنگ هم  شاید بتوان برخی از اصول اخلاقی را حفظ کرد،ولی نجابت و خود داری هم حد مشخصی دارد!در مقابل دولت و شخصی مثل حسن روحانی که تمام وعده های چهارسال پیش اش با وجود موجود بودن فیلم و صوت و متن وعده ها،به راحتی هرچه تمام تر و با کمال وقاحت انکار میکند و به منتقدان خود بی محابا حمله میکند،شاید لازم باشد نجابت را کمی کنار گذاشت و بر دهان کسی که در این چهار سال براحتی دروغ میگوید،حقوق نجومی را می پیچاند!اختلاس 12 هزار میلیاردی دولتش را وام معوقه می نامد،تمام وعده های برجام و هسته ای اش را انکار میکند،بدهی 700 هزارمیلیاردی دولتش را منکر میشود،و شهوت قدرت رهایش نمی کندو...،مهر خاموشی زد!

بهتر است جناب رئیسی،با وجود بیان خوب و اعلام برنامه هایش برای مسکن و اشتغال جوانان،گاهی آن خویشتن داری را کنار بگذارد و جواب انکارها و دروغ های زشت روحانی را بدهد،امثال روحانی و جهانگیری ثابت کرده اند که از متانت و اخلاق و منش دینی طرف مقابلشان همیشه سو استفاده میکنند و جناب رئیسی بهتر است در مناظره های بعدی،جواب گستاخی های این دولت را بدهد...

هرچند که نباید از جمله طلایی دکتر رئیسی درباره ی دعوای اصلاحطلبی و اصولگرایی و لزوم پرداختن به مشکلات مردم،گذشت و این اشاره ایشان جای تقدیر و تشکر دارد که بیشتر به فکر رفع مشکلات مردم است و نه دعواهای سیاسی چپ و راست که هیچ چیز جز افزایش مشکلات جوانان نخواهد داشت...

همین....

علیرضا
۰۹ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۰:۲۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر

مهرسال 82 بود که تیم ایرانی به ریاست حسن روحانی،در تهران،با سه کشور المان،فرانسه،انگلیس،توافق هسته ای سعد اباد را امضا کردند،چند روز بعد دولت جرج بوش،با همکاری شورای حکام سازمان ملل،یک قطعنامه تحریمی را ضد ایران بستند!ایران دوباره با سه کشور اروپایی،توافق پاریس را امضا کردند!اما امریکا باز دست به تحریم های دیگر زد!چند وقت بعد این بار روحانی در بروکسل،توافق هسته ایی دیگری را امضا کرد!تمام دارو ندار ما در ان زمان مجمتع در حال ساخت نطنز و اصفهان بود،همان چند عدد سانترفیوژ قدیمی و نسل اول را هم پلمب کردند،خبری از کیک زرد و یو اف سیکس و بیست درصد و اب سنگین اراک و راکتورش نبود،اما اروپایی ها با همکاری امریکا،ایران را دوباره تحریم و قطعنامه دیگری صادر کردند!

رهبری دستور داد همین دولتی که تحریم ها را پذیرفته،تعلیق را پذیرفته،باید تعلیق را بشکند!دولت خاتمی که در روزهای اخر عمرش بود،به ناچار تعلیق ها را شکست و موجی از خوشحالی در دل دانشمندان هسته ایی ایجاد شد.

روحانی با تمام این اوصاف میخواست سال 84 کاندید ریاست جمهوری شود که با امدن هاشمی،هم، ولایتی و هم روحانی از شرکت در انتخابات منصرف شدند،ایران ان زمان فقط یکسری از مکان ها پلمپ و تعلیق شده بودند که دوباره باز شد! احمدینژاد که امد،ایران در مقابل تحریم های شورای حکام،دست خالی بود!در مذاکرات چیزی نداشت! از بهمن 84 شروع پیشرفت های ایران با دستیابی به یو اف سیکس و.. کامل شدن چرخه سوخت هسته ایی،علنی شد!دولت بوش که خود را منفعل میدید،درخواست مذاکره کرد! 

علیرضا
۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۵ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳ نظر

زمانی که #خاتمی دولت خودش را روبه پایان میدید،به دنبال یک جانشین مناسب برای خود بود تا بتواند اهداف سیاسی اش را دنبال کند،بعد از تلاش های فراوان،دو نفر به نمایندگی از خاتمی در #انتخابات نهم ریاست جمهوری شرکت می کردند،یک نفر نامزد اصلی و دیگری بیشتر #نامزد رزو بود! دکتر #مصطفی_معین ،وزیر علوم اش،نامزد اصلی وی بود،و #مهر_علیزاده نقش داغ کردن تنور را بر عهده داشت،در روز های پایانی #هاشمی_رفسنجانی کهن سال نیز احساس وظیفه کرد تا به قول خودش بتواند #اتحاد و وحدتی مضاعف در دل #اصولگرایان به وجود اورد! هاشمی در جایی گفته بود این #کوتوله ها(بخوانید دیگر نامزدهای انتخابات)نمی توانند رای لازم رابه دست اوردند و باید رئیس جمهوری انتخاب شود تا رای بالایی داشته باشد تا ابروی بین الملی ایران از بین نرود!

مصطفی معین،به همراه علیزاده و چند نفر دیگر رد صلاحیت شدند ولی با نامه نگاری خاتمی با #رهبری ،این دو نفر با حکم حکومتی آیت الله #سید_علی_خامنه ای،تایید صلاحیت شدند،تا خاتمی و جریان #اصلاحات نتوانند انتخابات را تهدید و یا کم رنگ و مظلوم نمایی کنند،شعار اصلی معین همان شعار لیبرالیستی #حسن_روحانی در دولت یازدهم بود،معین اعتقاد داشت که نباید کسی را بزود وارد #بهشت کرد! جریان اصلاحات و رادیکال های درون ان که عمر سیاسی خود را در پاستور روبه پایان می دیدند!پروژه ی #جرج_بوش هراسی را راه انداختند،تمام روزنامه های اصلاحطلب هر روز از حمله قریب الوقوع امریکا که افغانستان و عراق را در مدت کمتر از 10 ماه و کل منطقه را به نوعی با پایگاه هایش به کنترل خود در اورده بود،مردم را میترساندند! و به مردم این گونه القا میکردند که اگر از میان معین و مهر علیزاده کسی رای نیاورد،ایران نیز وارد جنگ با امریکا خواهد شد و سرنوشتی بهتر از افغانستان برای ایران بدست نمیاید!

علیرضا
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۷:۰۴ موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲ نظر

سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهرا را تسلیت عرض میکنیم

..............................................................................................................................................................................

ما در محله ایی مذهبی زندگی مکنیم،قراره چند روز دیگه در محله مان انتخابات انجام بشود.

آدم های زیادی از محله یمان دارن رای جمع میکنند. بابایم میگوید اون آقاهه هم بازم میخواد بیاد.

اون در جلسه ایی که در مدرسه ی آخوندها برگزار شده بود به عنوان نماینده شان به ماها معرفی شده...

او آدم زرنگی است. سبزی فروش محله مان میگوید او  میتواند خیلی کارها برای محله مان بکند. آسید آقا بزرگ شهرمان گفته که مردم باید به آدم های خوبی رای بدن! من نمی توانم رای بدم چون به قول مامانم هنوز پشت اینجام سبز نشده! شاید در عید سبز بشود!

بعضی از دوستان بابام گفتنه اند او یک گنده لاتی است. در محله مان کسی از او نمیتواند بد بگوید،او پول زیادی دارد. فقط هفته ایی یکبار به محله مان سر میزند،چون اینجا خانه ایی خوشگل برای خودش ساخته!

من هنوز معنی لات را نمی دانم ولی دوستم میگوید یک چیز مثل این شکلات تلخای خارجی است. ما در سرکوچه مان یک دونه لات داشتیم که پلیس ها شبونه اومدن با کتک کاری بردندنش زندان تا به قول نه نه جونم آدم بشه...!

اما این گنده لاته میگن برای خودش آدمی هست... بابام میگه تو فقط به فکر مشق هات باش و این چیزا برای تو نون و آب نمیشه!

اون گنده لاته امسال با یکی از ادمای قال تاق یا شایدم غال طاق و... دوست شده تا بتونه مردم رو جذب کنه! من معنی جذب رونمیدونم ولی دوستم میگه جذب شدن یعنی مثل آهن ربا که آهن رو میکشونه طرف خودش!

من از اون ادم تا حالا لات بازی ندیدم! ولی بابام میگه چند بار سر پیچ بهارستان حال مشتی محمود را گرفته! که باعث اتفاق های برای محله مان شده...

علیرضا
۰۲ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۴ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹ نظر

اگر دموکراسی در غرب جدیدترین و آخرین ابزاری است که به وسیله ی آن ، سرمایه داران بر توده های مستضعف و محروم می توانند مسلط باشند، مطبوعات بزرگترین خدمتگذار به این دموکراسی اند.یعنی بزرگترین عامل استثمار توده ها ،هیچ روزنامه ایی نمی تواند بی تفاوت باشد.

هر کدام از روزنامه ها و واقعیت ها را به گونه ایی که دوست دارند و می پسندند و صحیح می دانند نشان می دهند . جمله ی عالمانه ایی که لازم است بالای مطبوعات نوشته است، این نیست که دانستن حق مردم است .چون مطبوعات خود حجابی برای دانستن مردم هستند!

.... قلم به دست گرفتن و روزنامه نگار شدن فی نفسه کار مقدسی نیست مگر اینکه با انگیزه ی الهی باشد و در مقام عمل رعایت مصالح...


اگر افراد گرداننده ی مطبوعات صالح نباشند.به هیچ وجه در جهت روشنگری جامعه اقدام نخواهند کرد ! چون سخت است.روزنامه خوب داشتن و ساده تر است از رونامه ی بد زدن و این فرموده ی امام در سال های اول انقلاب است که فرمود : مجله بد زدن خیلی راحت است . مجله ی خوب زدن مشکل است . چون سخت است، از قبل قابل پیش بینی است که چقدر از مطبوعات ما صالح و در خدمت مردمند...

( حاج آقای پناهیان)

...یک عده از مطبوعات آنها که قلم به دست دارند، قلم های انحرافی است، صحیح نمی نویسند.غلط می نویسند،ضد اسلام ضد قانون ضد رهبری و ضد خدا می نویسند.و این چنین الان مشغول فعالیتند، یک هدف این بود که چرا در مملکت اسلامی که پیش از صد هزار جوان در راه خدا و در راه دینش داده است، یک چنین چیزی می نویسند؟ من این اعتراض را تایید می کنم. بسیار عالی است،ما هم همین جور می گوییم،بزرگان و متدینین هم همین جور می گویند و این یک هدف است......

من عرض می کنم که حتی در زمان پهلوی ملعون و طاغوت که هیچ علاقه به روحانیت نداشتند و دشمن روحانیت بودند و من یک عمر را در این مدرسه ی فضیه در این کشمکش گذراندم.آن دولت خبیث هیچ گاه به مقام روحانیت توهین نمی کرد اگر به افراد چیزی می گفت. می گفت روحانی نماها....ما با دولت مخالف نیستیم ، با رئیس جمهور مخالف نیستیم . ما از این نهاد ایراد داریم و از این شخص!....

قلم به دست ها آنچنان زرنگدند ، آنچنان راه شیطنت را بلدند ، چون در همین راه تحصیل کرده اند ، تحصیلات دیگری که ندارند،در همین راه تحصیل کرده اند، آنچنان فردا منعکس می کنند که با رئیس جمهور و با دولت مخالفند ، با چه مخالفند ، عصر ارتجاعی را می خواهند ایجاد کنند ، چه کار بکنند و این حرف ها !


علیرضا
۱۸ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۴۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ نظر

نابخشودنی

(یرای دریافت پوستر بروی آن کلیک فرمایید!)

آری بازهم 9 دی فرا رسیده است.روزی که ملت نشان دادند با دشمنان امام حسین (ع) . مصالحه  ندارند...


علیرضا
۰۸ دی ۹۲ ، ۱۵:۱۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ نظر

درست که ماجرای ما و کارهای دولت از دو ماه پیش تا کنون ! شروع شده است . انتظاری از دولتی که با شعار اعتدال آمده و با شعار هر یک کمباین ! یک وزارت خانه ! خانه تکانی اساسی را شروع کرده که در تاریخ انقلاب بی سابقه است....را نیست....

دولتی که قرار بود یک دولت فراجناحی باشد ! حالا بیشتر به یک شوخی تبدیل شده ... دولتی که از ساکتین تا فتنه گران هر یک سهمی در آن دارند. وقتی هم کوچکترین سوال (انتقاد بماند...) می کنید ! با سیل توهین و هجمه توسط 10 تا روزنامه ی معلوم حال و مجله که یشترین افتخارشان این است که در هر بار چاپشان عکس یک خواننده یا بازیگر زن با ججاب نداشته اش هستند....را می گذارند...

اما شهرداری تهران که همچون رئیس جمهور معتدلمان !!! با رای ناپلئونی بر کرسی بهشت مانده است ! همچین بدش نمی آید به دولت بچسبد تا مردم جهاد با طعم روحانی را بچشند !

خبر که نه! گزارش هم که نه ! مشاهدات نشان داد شهرداری جناب دکتر قالیباف . بیلبورد های صداقت یانگی ها را از سطح خیابان های تهران جمع کرده است!


یک عده هم شروع کردند به اعتراض . اما اعتراض به چه کسی ؟

فشار از کجا بود ؟ ترکیدگی از کجا ؟؟؟

فشار که معلوم است ! از آشنا ترین فرد دولت بگیر تا وزارت خانه ی وزیری که تحمل تیتر یک روزنامه ایی دو صفحه اش فقط مطلب رنگی دارد !

وزیری که از ایران تا سویس با ویلچر بود ! وقتی مقابل زنی که معلوم نیست DNA اش برای کدام شریک رخت خواب مادرش بوده ! و ملتی را که علم در جان را مدیون اوست را فریب کار و نیرنگ باز بنامد ! به نشانه ی احترام از جایش بلند شود ! و با ریش پورفسوری اش ! لبخند ملیحی بزند !

ده ها خبر نگار را با خودش با هزینه ی بیت المال ببرد ژنو ! و بعد بیاید بگوید ! محتوای مذاکرات محرمانه بود ! ملت ایران نامحرم تر از خاخام های صهیون هستند...

راستی ! کسانی که در وطن ! صدایشان برای همراهان احمدی نژاد در سال 91 در سفر به نیویورک در آمده بود ! چرا صدایشان برای هواپیمای اختصاصی و ده ها خبرنگاری که بجای گزارش ! با هزینه ی دولت به گردشگری در سویس رفته بود ! چرا ساکتند ؟

کاندید چهادی چرا واکنش مناسبی برای جمع آوری بیلبورد ها نمی دهد ؟ نکند ! ازبلدوزر رئیس اصلاحطلب شورای شهر تهران هراسی دارد ؟

جهاد و ترس ؟؟؟ مگر می شود ؟!

کسانی که این روز ها ! بعد از 9 سال تلاش نتوانستند بروند پاستور نشین شوند ! چرا همه ی تقصیر های جمع آوری بیلبورد ها سر دولتی که کمباین بودنش را قبل از اتمام صد روز ثابت کرده است ! خالی می کنند ؟ این بود ادعای جهادی بودنتان ؟

راستی ! خواهشا مثل حضرت استوانه که اول ماجرای انتشار خاطرات جعلی ! را گردن مسئول سایتش انداخت و سپس آمد صداوسیما را با صفت سانسور کننده ! مورد نوازش قرار داد ! شما هم نروید گردن سازمان زیباسازی شهرداری و دولت بیاندازید ! دولت که حال و روزش معلوم است ! شما چه کردید ؟

یکی از حامیان دکتر قالیباف در وبلاگش نوشته ! بیلبورد ها را جمع کردید با کتیبه های محتشم چه می کنید ؟

آری ! حرف خوبی زده است ! با کتیه های محتشم چه می کنید ؟! اگر جهادی بودنتان مثل قضیه بیلبورد ها باشد ! مطمئن باشید ! این دولت ! امید زیادی  برای جمع آوری کتیبه های هیات ها و مجالس عزای حسینی (ع) پیدا خواهد کرد ... چون هنوز شما ها پیام دولت را نگرفته اید !

حرف زیاد است ! می گویند آرامش را  بر هم نزنید ! صحبت نکنید ! بیچاره ها نمی دانند الان آرامش هست ! منتها آرامش قبل از طوفان...

همین....

بازتاب این مطلب در :

صابرنیوز

دولت بهار !!!


علیرضا
۰۶ آبان ۹۲ ، ۱۰:۴۵ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ نظر

از زمانی که مردم این کره خاکی تصمیم گرفتند به جای لشگر کشی های چند صد هزار نفری ! یک کشور را به زانو دربیاورند روشی ابداع شد که اسمش شیک بود ! کارایی اش بالاتر بود ! به جای زره های فولادی و شمشیر های تیز و براق ! کت و شلوار های اتو کشیده و کراوات های ژیگول و صورت های با تیغ !!! صیقل داده را جایگزین کردند ! روشی ابداع شد که اسمش را گذاشتن دیپلماتیک !

دانشگاه های دنیای غرب با ایجاد این رشته ! به خوبی توانستند سربازان خود را از دیگر کشور ها با مبانی اعتقادی و فرهنگی خود تربیت کنند.

ظاهرش بسیار صلح جویانه و بر پایه ی گرفتن عکس های زیبا و یادگاری در جلوی دوربین و قهوه خوردن با میتران ها ! و فارلین ها ! و گاهی مثل رجب طیب اردوغان ! دعوا کردن با رفیق  ونه رقیب!!! در جلوی اذهان عمومی ! و حتی گاهی با فرستادن کبوتر نامه بر و بعضی اوقات با یک تماس تلفنی اهداف استعماری خود را پیش ببرند !

در این جا مهم دو تا چیز بود !

یک : اول از همه چهره ی دیپلمات ها ی وطنی آن کشور به دیلیل شکست باطنی در هر مذاکره و گفتگو در پیش اذهان جامعه  کشور خراب نشود تا بتوانند از طریق همان دیپلمات هایی که در کشور استعمار گر درس خوانده اند ! در پست خود باقی مانده و اهداف خود را پیش ببرند !

دوم : بتوان از طریق همان دیپلمات ها اهداف خود را در کشور هدف به نتیجه برسانند!

حال اگر یک دیپلمات ! در کشور استعمار گر دس نخوانده باشد و پایان نامه اش منطبق بر قرآن بوده باشد او را فردی معرفی می کنند با عناونی مثل نطق خوانی ! غیر قایبل انعطاف و خشک ! که با این کار ! مردم همان کشور مورد تهاجم ! خودشان آن دیپلمات را برکنار کرده و فردی را می آورند که دشمن او را خوش اخلاق و منعطف و گاهی مقتدر معرفی کرده ! لزوما اینجا ظاهر فقط مورد بحث نیست .بلکه سابقه ی فرد و این  که  مدرک را از کدام دانشگاه غربی گرفته باشد مهم تر است !

مردم کشور مورد تهاجم هم نگاه می کنند که بله ! او هم نماز می خواند و روزه می گیرد ! و هر چند گاهی بر منافع ملی کشورش تاکید می کند ! دشمن هم می خواهد همچین کسانی باشند ! در ظاهر هم نه همیشه ! بلکه گاهی امتیازاتی به کشور مورد تهاجم می دهد تا دیپلمات های آن کشور مورد تهاجم ! پیش مردم خود وجه ایی مثبت  داشته باشد !

از طرف دیگر فشار ها را هم زمان یا زیاد می کنند و یا در همان حد نگه می دارند. از طرفی همان کشور مورد تهاجم ! که مردان سیاسی اش !به خوبی درسشان را پیش همان استاد های غربی در دانشگاه های غربی فرا گرفته اند ! به بهانه ی اجرای برنامه های توسعه ملی ! و حتی گاهی با فشار روانی و در بعضی موارد فشار اقتصادی سعی دارند به مردمشان بقبولانند که یک راه بیشتر نیست ! راه ! فقط راه مذاکره ! حالا گاهی هم روی پافشاری بر روی منافع ملی ! مانور می دهند که ما از جنس آدم هایی که قرار داد های ظالمانه ترکمانچای و گلستان و ... امضا کرده اند نیستیم !

اصولا این نوع دیپلمات هایی که در غرب تحصیل کرده اند ! در همه ی کشور ها ! یک راهبرد اصلی دارند ! مخالفان و منتقدین داخلی شان را تندرو و جنگ طلب و دشمن هم وطنانشان معرفی می کنند ! این گونه دیپلمات ها از جنس همان هایی هستند که در کشور هایی مثل فلسطین و لبنان و مصر و اکوادور و پاکستان هستند ! همیشه یک خوش بینی کاذب به دشمنشان دارند ! رقیب داخلی شان هم بر مقاومت تاکید دارد.....


مثل امروز برخی ها در کشور ما همین است ! بچه ی کوچولو و قابلمه ی داغ !

کودک سعی دارد بر حس کنکاوی و خوش بینی !!! نسبت به دسته قابلمه داغ و این که در آن غذای خوشمزه ایی است ! دستان لطیف خود را بزند ! پدر و مادر سعی دارند نگذارند او همچین کاری انجام دهد ! کودک فکر می کند این ممانعت پدر و مادرش ! یک ظلم و یک مانع تراشی برای حس کنکاوی و خوش بینی اوست ! پدر و مادر تجربه دارند و از آن مهم تر تجربه هایشان را یادشان هست و از آن درس گرفته اند ! ولی کودک هم کم تجربه است و هم این که تجربه هایی هم که هر جند به صورت اندک داشته ! ولی نه آن ها را بخاطر دارد و حتی آن هایی هم را که بخاطر دارد با توجیه این که شاید این قابلمه با وجود داغ بودن بیش از اندازه اش ! با دیگر قابلمه های داغی که تا بحال به آن ها دست زده یا دیده فرق دارد ! 

علیرضا
۱۳ مهر ۹۲ ، ۱۶:۴۰ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۷ نظر

یادش بخیر !

انتخابات 92 ریاست جمهوری بود! یک عده به آقا سعید می گفتند چیه این همه ظرفیت ظرفیت می کنی ؟ چند تا شعار توپ اقتصادی!!! بده تا مردم بهت رای بدن ! کار نداشته باش این شعار ها عملی هست یا نه ! اصل اینه که رای مردم را بدست آوری....

ولی آقا سعید اسوه ی اخلاق بود... یکبار داغ این که در تلوزیون بگوید اگر مردم به من رای بدهند را بر دل ماها گذاشت.... همیشه از ویژگی های رئیس جمهور حرف می زد و کار هایی که یک رئیس جمهور  برای کشور باید بکنه !

قسمت چیز دیگری بود...باز هم خدا را شکر....


(برای دریاف تصویر بر روی تصویر بالا کلیک کنید)

رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس جمهور و کابینه ی دولت یازدهم :

کلید حل مشکلات کشور، بهره‌برداری خردمندانه از امکانات داخلی و ظرفیت درون‌زای کشور است.
امیدمان را به بیرون از ظرفیّت داخلى کشور ندوزیم.

۱۳۹۲/۰۶/۰۶

............................................................................................................................................................

پی نوشت:

شهادت امام جعفر صادق (ع) تسلیت باد...

شهادت امام صادق ع

بازتاب  مطلب ظرفیت... در :

پایگاه خبری تحلیلی ناصرون

باشگاه ولاگ نویسان آذربایجان غربی

روایت نو

دانشنامه پرسیار


علیرضا
۱۰ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۰۹ موافقین ۳ مخالفین ۱ ۳۱ نظر