فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

بایگانی

نویسندگان

پیوندهای روزانه

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تهران» ثبت شده است

ببینید به کجا رسیده ایم؟ انسان بدون آرمان مرده است! هر چی شکم بشریت را پر کنی!هرچه به شهوات او برسی!هرچی نیاز های مادی او را تامین کنی نه تنها سیر نمی شود بلکه گرسنه تر یا حتی وحشی تر میشود! طرف از ان ور دنیا میاید به اسم رسول الله و جهاد و..سر می برد و آدم میکشد! برای او آرمان تعریف کردند و برای ما هم آرمان تعریف کرده اند! این میشود افتخار یک دختر تعداد لایک برای زیبایی صورتش و سگ بغل کردنش میشود! این میشود که مدام ذهن پسرهای جوان ما میشود که فلانی ماشین اش این و فلانی اینه ...!

این میشود که دخترها مدام به هیکل نازک و پسران به طول آلت....بیاندیشند!اینها میشود...

به کجا رسیدیم؟ آرمان ما چه بود؟برای چه انقلاب کردیم؟ سطح زندگی مسئولان نظام چگونه است؟چرا وقتی حرف از حقوق های نجومی شد عده ای گفتند چرا فلانی این همه گرفته و ما نگرفتیم؟چرا نگفتند اصلا چرا او گرفته و مستمندان نگرفتند؟

برای جوان ها آرمان کاذب تعریف شد!از ارزش های انقلاب ساده زیستی و عدالت و ...فاصله گرفته شد،وقتی اختلاس چندهزار میلیاردی رخ داد،عده از مردم میگفتند چرا او دزدی نکرده و ما نتوانستیم بکنیم؟

برای جوان آرمانهای کذبی مثل تعداد فالوئر بالا و لایک و پرستیژاجتماعی و هایکلاس بودن و لوکس و..تعریف کردند!وقتی از بیان انقلابی بودن خجالت بکشیم و قبل انتخابات به مسئولان ستاد انتخاباتی بگوییم بجای حرف از انقلابی بودن و آرمانگرایی،حرف از معیشت و بیکاری و تورم بزنیم نتیجه اش این میشود که رقیب بیاید از فرصت استفاده کند و برای مردم آرمان صلح و ترس و ترس از جنگ و ابرهای خیالی تهدید نظامی بنماید و دشمن آن طرف آب هم با ساز تحریم و تعلیق برایش برقصد!

وقتی برای مردم،از اعلام تعداد شهدای مدافع حرم ،خودداری کنی این میشود که برخی فکر کنند شهدای مدافع حرم عده ای قلیل اند که برای پول و دلار میروند! این میشود که کسی که بیشتر وادادگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی داشته و لیست تحویل سرداران نظامی را به دشمن داده ،وقتی بیاید با سردار سلیمانی ها دیدار کند و عکس بگیرد برایش کف کنید و بگویید دیدار دوسردار..!

چقدر برای تشکیل جامعه مدنی در دوران اصلاحات،با زیرپاگذاشتن اعتقادات و حمله مقدسات،اباحه گری فرهنگی،قبح زدایی از رسومات اخلاقی و ناموسی،همایش و سخنرانی کردند!چرا؟ وقتی آرمان یک عده شد لخت شدن و نداشتن روسری و مترادفش کردند با آزادی! این میشود کسی بیاید بگوید میدانم فلانی خیلی دزد و دروغگوست! ولی اگر رای نیاره آزادی از بین میره...

چرا وقتی شهردار فاسد سابق تهران و یا فلان تاجر ورشکسته و مفسد مالی از زندان آزاد میشود ،کمپین های حمایتی برایش ترتیب میدهند و آرزوی جوان ها این میشود که مثل او بچاپند و بخورند؟

علیرضا
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۴ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳ نظر

تمام شواهد نشان میدهد تیم روحانی و شخص روحانی بسیار کلافه شده اند! از دست دادن قدرت اجرایی زیاد بد نیست ولی چهارساله شدن دولت،یک بی آبرویی بزرگ برای شخص روحانی و اردوگاه اصلاحطلبان و به تبع آنها،تمامی ضد انقلاب خارج نشین نیز هست!

صفحات پر بازدید و پر فالوئر انقلابی در اینستاگرام و تلگرام،یکی پس از دیگری فیلتر میشوند!آن هم با همکاری مستقیم دولت با این دو شرکت نرم افزاری خارجی! تمامی استانداران و فرامانداران و بخشدارها،بدون استثنا،همگی وارد حمایت از روحانی و کارهای انتخاباتی و استفاده از منابع و وسایل بیت المال شده اند! به طوری که صدای دادستان کل کشور و معاون قوه قضاییه هم درآمده و ازآن به عنوان تخلفات گسترده و سازماندهی شده انتخاباتی نام می برند...!

استقبال های چشم گیر و خود جوش از رئیسی در شهر های کوچک و بزرگ و انصراف قالیباف،به خصوص تبریز،اصفهان و هم اکنون تهران و..باعث شده است تیم روحانی خود را برای یک شکست بزرگ آماده کنند...

حسن روحانی،تا مرز رد صلاحیت نیز رفته بود و بنا به اخبار موثق،روحانی نظام را تهدید به عدم اجرای انتخابات کرده بوده که باعث شده با حداقل آرا در شورای نگهبان تایید شود!وقتی که رهبری در مقابل شعار هیهات من الذله مردم،فرمودند هیهات از عدم برگزاری انتخابات...! خیلی ها منظور رهبری را متوجه نشدند! مسئله ای که حتی در زمان دفاع مقدس هم نگرانی اش را نداشتیم!

نکته دیگر،یکی از دلایل مهم و شاید تنها دلیل مهم رد صلاحیت احمدی نژاد تهدید های روحانی بوده است، همان زمانی که روحانی قسم خورد دیگر روزهای 84 تا 92 بر نمی گردد خیلی ها نمی دانستند منظورش دقیقا چیست! اما حالا جالب تر آن است که محمود احمدینژاد در این روزهای حساس و بسیار مهم،خود را کنار کشیده و حاضر نشده حتی ضد روحانی،از کاندیدی حمایت تلویحی بکند رای سلبی و نه ایجابی  بدهد!!! که بعدها حرف ها بسیاری برای گفتن هست...

روحانی طوری فرمانداران را به وصیت مرحوم هاشمی چیده است که گمانه زنی های مختلفی از تخلف در انتخابات وجود دارد! تا جایی که برخی ستادهای شهرستانی رئیسی به وسیله فرمانداران پلمب شده است!

انبوه جمیعت وموج حمایتی از رئیسی ،کار را به جایی رسانده است که روحانی در یکی از سخنرانی ها،گفته بود با اتوبوس و غذای چرب در پادگان! نمیشود رای کسب کرد(کنایه به رئیسی!) روحانی کسی است که در سفر نصفه روزاش،به کرج،450 میلیون تومان فقط خرج ناهار و چند میلیون هم خرج مسواک!!! اش شده است!

در سفراش در اواسط دولتش به کرمانشاه،برای چند ساعت جلسه!چند دستگاه کولرگازی و ...خریداری شده است!و بسیاری از ولخرجی هایی که در این مطلب مجال گفتنش نیست...

 عنوان پرخرج ترین دولت تاریخ ایران کار را به جایی رسانده که روی محمدرضا پهلوی و مظفرالدین شاه قاجار را هم سفید کرده است!

دولتی که فکر میکند با وجود اختلاس 12 هزار میلیاردی و حقوق های نجومی و رانت های میلیون یورویی و رکود و بیکاری و قاچاق های سازماندهی شده و.. میتواند دوباره رای مردم را بدست آورد! و تنها دلیل شان این است که همه دولت ها 8 ساله اند! اما این بار با کمک خداوند و همت مردم،دولت حرف با سیلی مردم از خواب بیدار خواهد شد ان شاالله...

در این ساعات باقی مانده،باید موج فراگیر انقلاب در حمایت رئیسی به کل کشور برسد،هرگونه کم کاری،سستی،عدم تشویق اطرافیان به رای دادن!دادن رای سفید (بخوانید باطله) ،کدورت ها و کینه های بجای مانده کاری خواهد کرد که اگر روحانی دوباره انتخاب شود، مطمئن باشید قانون که هیچ،دیگر خدا را هم بنده نخواهد بود....

انقلاب منتظر است...

همین...!

 

علیرضا
۲۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۲۴ موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲ نظر

دانشگاه که رفت،مهندسی خواند،خودش میگفت به دلیل فعالیت های سیاسی و انقلابی ،قبل از انقلاب از دانشگاه اخراج شده است،بعد انقلاب با عضویت در انجمن های اسلامی و دانشجویی فعالیت اش را ادامه داشت،همیشه میگفت برای انقلاب و جنگ هزینه داده است و طرفدار امام ره و نظام بوده است!

خودش در معرفی سوابقش همیشه با صراحت میگفته آرمان گرا و انقلابی بوده! حشمت الله طبرزی، مدیر مسئولی نشریات دانشجویی مانند پیام دانشجو و ندای دانشجو و ...بوده است،خودش میگفت در مبارزات انقلابی،بیشتر به طیف دانشجوهای غیرمذهبی نزدیک بوده و با سخنرانی های دکتر شریعتی و رهبری امام،به دانشجوهای مذهبی پیوسته بود!

طبرزی، از جمله کسانی بود که وقتی آیت الله خامنه ای،به رهبری انتخاب شد،از ایشان در مقابل طیف خط امامی و چپ(اصلاحطلب) که میگفتند دوران امام و انقلاب تمام شده!! دفاع میکرد...!نشریه پیام دانشجو که پسوند بسیجی آن با اعتراض سازمان بسیج حذف شده بود،برای اولین بار و با تدبیرو قلم طبرزی، لفظ امام خامنه ای را بکار برد!وقتی آیت الله اراکی فوت کردند و در خلامرجعیت،مجموعه احکام و استفتائات امام خامنه ای را منتشر میکرد!

بارها از بیت رهبری به او نامه زده شد که از لفظ امام برای آقای خامنه ای استفاده نکند و سخنرانی های ایشان را با هماهنگی بیت منتشر کند ولی او....!

هاشمی رفسنجانی که رئیس جمهور شد،جریان اشرافیت جان تازه گرفتند،حشمت الله طبرزی،از منتقدین اصلی دولت هاشمی بود و در نشریات اش،بارها دولت او را نقد میکرد! آقای رئیسی که بازرس کل بود،فساد مالی فاضل خداد را کشف و برای آن پرونده تشکیل میدهد،طبرزی طوری در نشریه اش مطلب مربوط به اختلاس خداد و رفیق دوست(برادر محسن رفیق دوست) را چاپ میکند که بسیاری فکر میکنند افشای فساد خداد در بانک صادرات،کار طبرزدی بوده است! وقتی تورم دولت هاشمی به 50 درصد میرسد،و زمزمه ی له شدن مردم در چرخ توسعه از زبان برخی دولتمردان دولت سازندگی شنیده میشد(به مانند خطبه هاشمی در نمازجمعه)،صدای حشمت الله درمیاد و حتی رهبری را هم مدافع وضع موجود معرفی میکند و اعلام میکند ما راه را اشتباه رفته ایم! کسی که تا دیروز ایت الله خامنه ای را با لفظ امام نام میبرد،امروز تبدیل به منتقد او میشود!

درحالی که رهبری در آن سالها،بارها از اقدامات دولت هاشمی در زمینه عدالت اجتماعی و فساد اقتصادی اعتراض میکنند حتی جایی رهبری در تیر 71 میگوید:<عده ای سازندگی را با مادی گرایی اشتباه گرفته اند،سازندگی چیزی است،مادی گرایی چیز دیگری است،سازندگی یعنی کشور اباد شود و طبقات محروم به نوایی برسند..سازندگی همان کاری بود که حضرت علی ع،با دستان خودش نخلستان اباد میکرد....دنیاطلبی و ماده طلبی،کاری است که عبیداله زیاد و یزید میکردند...تجملات را زیاد میکردند...این دوتا نباید باهم اشتباه شوند.امروز عده ای به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا کرده اند،آیا این سازندگی است؟ ..>

طبرزدی

طبرزی که رویگردانی خود را از رهبری و نظام،دفاع رهبری از برخی اقدامات نامناسب هاشمی اعلام میکرد،در حالی بود که رهبری چه در تنفیذ حکم هاشمی و چه در سال آخر دولت هاشمی،بر استقرار عدالت و از بین بردن فساد و تبعیض در جامعه ،تاکید داشتند...

حشمت الله طبرزی،میگفت که ما هیچ مشکلی با نظام نداشتیم!و به مرور منتقد ولایت فقیه شدیم!بعد از روی کارآمدن دولت خاتمی،در مهرماه سال76،طبرزی در یک تجمع سیاسی در مقابل دانشگاه تهران اعلام کرد که رهبری باید دوره ای باشد...! به بیان ساده تر مثلا کسی که تا دیروز ولی فقیه بوده و بدون داشتن نقطه ضعفی ...فقط به علت پایان دوره مسئولیت اش دیگر ولایت بر مسلمین ندارد..!!!

علیرضا
۱۶ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۱۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰ نظر

وقتی که نماینده سابق تهران که عمری در دنیای شعرو ادب فارسی سپری کرده بود و خواست برای انتخابات 92 ریاست جمهوری فکری بکند،تصمیم به ایجاد ائتلاف گرفت هیچ کس فکر نمی کرد این ائتلاف ساختن ها چیزی جز اتلاف انرژی و زمان نیست و نخواهد بود!

وقتی مبنای کار بشود چند عدد نظر سنجی یا همان نظرسازی هدفمند! و دکتر جهادی و خوشتیپ به خیال این که حتما خودش از دل این ائتلاف ساختگی به عنوان کاندید نهایی بیرون میاید و به مانند همیشه نتواند در سخنرانی،درست سخن بگوید و بگوید!!! اگر از این ائتلاف چیزی جز اتحاد و.. بیرون بیاید در دین داری شان شک کنیم! ایا برای رسیدن به راه یقین برای دین داشتن اینان راهی هم باقی می ماند؟

وقتی هم که علامه مصباح یزدی،با بیان این که آن سه نفر..که باهم در ابتدا با هم ائتلاف کردند در عمل با هم نمی سازند و اکثریت قریب به اتفاق رسانه های مثلا اصولگرا و بازهم مثلا خودی این پیش بینی علامه را سانسور خبری کنند و در عوض سخنرانی یک هفته بعد ایشان که کاندیداتوری فرد مطبوعش را و مسئله ی اصلح بودن در زمین و اسمانها را به سخره بگیرند...!چیزی از دین داری و تقوا به مشام میرسد؟

در انتخابات 92 ریاست جمهوری،که همه خود را یا در مرحله اول پیروز میدانستند یا میگفتند در مرحله دوم به نتیجه میرسند هیچ کس حاضر به کناره گیری نبود! نتیجه شد انچه نباید میشد!!! حالا هم که دوست و دشمن همه اعتراف میکنند که حسن روحانی به خاطر عملکرد بسیار بدش،شانسی برای پیروزی ندارد!تاکنون شرکت کردن چند تن از اصولگرایان برای انتخابات 96 ریاست جمهوری،اگر نگوییم صد در صدیست ولی کاملا محرز است!

علیرضا
۱۴ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۴ نظر

هاشمی رفسنجانی در زمان دولت اول احمدی نژاد به همراه خانواده در قالب یک هیات چند ده نفره سفرهایی را به عربستان و سوریه و عراق انجام داد،در عربستان،ملک عبدالله استقبال خوبی از او خانواده اش و برخی سیاسیون همراه او انجام داد،تصاویر ضیافت شام او با شاه سعودی،صدا خیلی ها را از جمله برخی از حامیانش دراورد! بریزبپاشی که انجام شد،هنوز در ذهن خیلی ها باقی مانده است!

بعد از سوریه و دیدار با بشار اسد،به عراق سفر کرد،در دیدار های ملاقات در عراق،به همراه محسن رضایی،و تنی چند از اعضای دفتر و مجمع تشخیص..به دیدار ایت الله سیستانی رفتند،بیت ایت الله سیستانی به مانند روال دیدار های همیشگی ازورود خبرنگاران و عکاسان خبری،جلوگیری میکند!مسیح مهاجری،مسئول روزنامه جمهوری اسلامی از ارادتمندان هاشمی که در ان سفر همراه وی بود در باره ان دیدار مطالب جالبی را بیان میکند! مهاجری بعد از توصیف اندازه و ابعاد اتاق ملاقات ایت الله سید علی سیستانی،نحوه نشستن و ترتیب افراد،نکاتی را بیان کرد که هنوز که هنوز است برای همه جالب است.

مهاجری از گفتگوی هاشمی رفسنجانی با سیستانی میگوید که بعد از احوال پرسی و عرض خیر مقدم،هاشمی از اقدامات وحدت افرین اقای سیستانی و رهبری مردم عراق تشکر میکند و در مقابل اقای سیستانی به مانند دیگر مراجع به قول معروف،شکسته نفسی مینماید و در ادامه گفتگو اقای سیستانی از روابط هاشمی با دیگر سیاسیون در ایران سوالاتی را از هاشمی میپرسد،علی الخصوص از روابط هاشمی با رهبری ایران میپرسد که هاشمی در جواب میگوید روابط من با اقای خامنه ایی بسیار عالی و صمیمانه است! ولی اقای سیستانی میگوید اخباری دیگری دست من میرسد!

علیرضا
۰۶ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر

وقتی در کارزار مناظرات سال 88 در تلوزیون و در پخش زنده،محمود احمدی نژاد از اقدامات #ناطق_نوری و پسر بزرگش و شخص مهدی #هاشمی فرزند کوچک اکبر رفسنجانی،دیدار های مخفیانه محمد #خاتمی با پادشاه عربستان سعودی سوالاتی را به صورت انتقادی پرسید،#میر_حسین_موسوی که حسابی جا خورده بود و گیج شده بود و جوابی قانع کننده برای سوالات احمدی نژاد نداشت،گفت اینها اشخاص بزرگی هستند و باید خودشان در فرصت جداگانه جواب بدهند و در مقابل محمود احمدی نژاد یک جمله را به صراحت بیان کرد و گفت اقای موسوی اینها(اشخاص ذکرشده)حامیان شما هستند و از شما حمایت میکنند!

یکی از ادعاهای خلاف و مضحک ستادمیرحسین موسوی مبنی بر #تقلب در انتخابات88 این بود که احمدی نژاد مردم را به اشتباه انداخته و کاری کرده که مردم فکر کنند میرحسین همان هاشمی رفسنجانی و خاتمی و... است! و بر این موضع تاکید می کردند که احمدی نژاد با این کارها،مردم را فریب داده و از رای دادن مردم به موسوی پشیمان و جلوگیری کرده است!

چهارسال بعد و در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری،این بار با رد صلاحیت هاشمی و اجرای پروژه مظلوم نمایی از طرف ستاد وی،حسن روحانی مامور می شودکه کاندید اصلی این جریان در انتخابات 92 شود،در فیلم تبلیغاتی اش،از حمایت های خاص و قاطع هاشمی رفسنجانی از وی تا حمایت های صریح محمد خاتمی و تعریف و تمجید های وی از روحانی را نمایش میدهد و بعد از پیروزی در انتخابات،تیم رسانه ای روحانی که حالا دیگر رسما شده اند تیم رسانه ایی دولتش! این گونه در اخبار و تحلیل ها بیان میکنند که عامل مهم پیروزی #روحانی در انتخابات 92 اعلام حمایت های اشخاصی چون هاشمی و ناطق و خاتمی از روحانی بوده است و دلیل مهم دیگری همچون وعده های صد روزه و فریب افکار عمومی با جملاتی نظیر چرخش همزمان سانتفیوژ ها و چرخ کارخانه ها نبوده است!

بار دیگر در انتخابات 94 مجلس،ویدیوی #تکرار_میکنم خاتمی و سخنرانی هاشمی برای #لیست_امید و ... دست به دست پخش می شود و عامل پیرزی لیست امید در تهران را حمایت خاتمی و هاشمی و... اعلام میکنند! ولی هیچ گاه نمی گویند جمیعت میلیونی پایین شهر نشین تهران در سال 94 به دلیل اقدامات نامناسب روحانی در اقتصاد، بیست درصد کمتر نسبت به انتخابات قبلی شرکت کرده اند و از آن طرف بالاشهرنشینان تهرانی بیست درصد بیشتر و رای به لیست امید داده اند! و اعلام میکنند کل تهران به این لیست رای داده است!

معلوم نیست سیاست فریب و یک بام و دوهوای اصلاحطلبان تا بکجا ادامه خواهد داشت...

همین...

عضویت در کانال:

https://telegram.me/joinchat/AjzDWTuoHYOXY5tQ3IHuyA

علیرضا
۰۱ آذر ۹۵ ، ۰۰:۲۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

 

شرحی بر کوروش گرایی جوانان سرزمین ام

1:اصولا معلوم نیست جامعه شناسان ما در کشور،مشغول چه کاری هستند؟ چرا هیچ وقت نمی توانند پدیده های اجتماعی را رصد و پیگیری و تحلیل درستی از آن ارائه دهند،معلوم نیست تا کی باید به ساز جامعه شناسانی برقصیم که فقط متون غربی را حفظ  ضبط کرده اند و نمی توانند از خود چیزی بیرون تراوش کنند...

2:توافقی در عالم سیاست شکل میگیرد و اسمش را اول لوزان و دوباره در چند روز بعد با توافق دیگری اسمش را برجام میگذارند،جوانک هایی به بیرون میریزند و میرقصند و شادمانی میکنند بدون آنکه چیزی از متن و مفاد و عواقب خطرناکش بدانند! و شعر خر برفت و خربرفت میخوانند و با سادگی هرچه تمام میشوند نماد جوانک های عصر ما! یا همان عصر ارتباطات....

تیمی به جام جهانی فوتبال میرود،با یک بازی احساسی و شتاب زده و غیرمنطقی،در دقیقه ی اخر گل میخورد و میبازد! ملتی دوباره به بیرون میریزند،چنان شادی میکنند که هر بیننده ی خارجی اگر ببیند فکر میکند که تیم شان یا قهرمان جام شده است و یا حداقل در صورت عدم کسب مقامی،یکی از تیم های بزرگ فوتبال را شکست داده ولی داستان خنده دار و غم انگیزآنجاست که نه بردی در کار بوده و نه کسب مقامی! بلکه با افتخار شکستی را قبول کرده و در شادی شکست تیم ملی کشورشان به پایکوبی و بزن و برقص مشغول شده اند!

یا قبل تر ازآن،خوااننده ایی نچندان معروف،به دلیل بیماری از دنیا میرود،عده ای جوان به مدد همین شبکه های اجتماعی،به زعم خودشان با دوربین های روشن گوشی هایشان،به تشیع جنازه اش میروند و در اخر با بزن ورقص و خواندن برخی از موسیقی و متن های آن خواننده ،تعجب همگان را بر می انگیزند!


علیرضا
۰۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۴۱ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۵ نظر
دبستان که بودیم،بنا به شرایط آن زمان و تعداد دروس در آن زمان فقط یک ساعت در هفته کلاس قرآن داشتیم،یعنی بعد از سوم ابتدایی این یک ساعت اضافه شد،چیزی به اسم تعلیمات دینی نداشتیم،معلم قرآن ما فردی بود با قدی بلند،موهای جوگندمی،لخت و شانه کشیده و همیشه کت و شلوار پوش! چهره ای مهربانی داشت،در واقع کار اصلی اش برگزاری امورات فرهنگی مدرسه و مسئول کتابخانه بود! کتابخانه که نه! اتاقکی بود که حدود 200 تا 300 کتاب مخصوص سنین کم داشت.
در همان یک ساعت کلاس قرآن،می بایست نوار قرآن میاورد و با ان ضبط های قدیمی،برایمان قرآن سه بار تکرار پخش میکرد،کلاس شلوغی داشتیم،چیزی حدود 45 نفر دانش آموز بودیم،هم باید کنترل نظم بچه را اداره می کرد و هم تدریس! یادم میاید یکبار که خیلی کلاس شلوغ شده بود،کنترل اش را از دست داده بود و من بخت برگشته و از همه جا بی خبر خواستم سوالی از او بپرسم که به ناگاه یک سیلی آب دار جانانه ای نثار من کرد و بعد گذشت دقایقی آمد از من معذرت خواهی کرد!
کلا دیگر علاقه به شخصیت و تدریسش را از دلم بخاطر یک عدم کنترل رفتارش! در دلم از بین رفت!
وقتی که به مقطع بعدی یا همان راهنمایی رفتیم،کلاس اول راهنمایی آن زمان یا ششم ابتدایی فعلی! چیزی به اسم معلم دینی نداشتیم!یعنی بهتر بگویم،در مذهبی ترین شهرایران!مدرسه ی ما برای بچه های کلاس اولی،معلم دینی نداشت! یک معلم عربی هم داشتیم که به فراخور درس اش،بازهم کلاس به اسم دینی شناخته می شد ولی کتاب تعلیمات دینی را درس نمی داد و عربی تدریس می کرد،معلم اش روحانی بود،برای کلاس دینی،مدیر مدرسه مان که خودش قبلا معلم درس عربی بود،معلم کتاب فارسی مان را مجاب کرد تا دینی و قرآن تدریس کند! بنده خدا به غیر از خواندن سوره توحید و حمد، نمی توانست یک کلمه قرآن را به صورت درست و یا حداقل با لهجه فارسی بخواند چه برسد به عربی! همیشه هم به خاطر عادتی که داشت آب دهان در حین گفتار از دهنش خارج میشد و با روخوانی چهارتا حدیث و داستان از زمان صدر اسلام،سریع کلاس را جمع میکرد و با بچه ها درباره موضوعات متفرقه و .. حرف میزد و به قول معروف وقت گذرانی می کرد....
در سال دوم و سوم راهنمایی،معلمی برای تعلیمات دینی برایمان انتخاب کردند که حال خودش را نداشت،ریش هایش را با ماشین میزد،موقع گفتار عادت داشت لبانش را غنچه کند و با تلفظ غلیظ برخی حروف مثل غین و عین و ...میخواست سطح سوادش را به رخ ما بکشد.
به حضرت شلنگ و جناب خط کش فلزی اعتقادی راسخ داشت،کوچکترین بی نظمی از نظر او مساوی بود با جریمه رونویسی از کتاب تعلیمات پر حروف دینی و خوردن تعداد زیادی ضربه شلنگ و سیلی کشیده بود! آن قدری که بچه ها از او می ترسیدن،از معاونین و ناظم مدرسه حساب نمی بردند! تنها باری که بچه ها از او نترسیدن و از چیز دیگر داشتند از ترس بر خود می لرزیدند،نوار صوتی سیاحت غرب مربوط به خواب یکی از علما از دنیای برزخ و لحظه دیدار ملک الموت بود!
معلم عربی مان،همیشه مغرور و کمی زیادی لوث و نغ نغ کن بود،هیکلی درشت و چهره ای تیره با موهای ریخته داشت!همیشه به لیسانس حقوقش اش می نازید و تعریف می کرد،همیشه بچه ها را تهدید میکرد که اگر معلم نبود، الان یک وکیل پایه 1 دادگستری میشد،او هم از اقدامات فیزیکی برای آرام کردن بچه و گفتن جوک های بی مزه کم نمی گذاشت! عوضش در سوم راهنمایی،او شد ناظم و یک معلم عربی روحانی با اخلاقیات خوب و کمی بد آمد و روزگار سپری شد!
جالب بود که از بچه های کلاس،حداقل 15 نفر از بچه ها،پدرهایشان روحانی بودند...!
در اول دبیرستان معلمی آمد که بعدا فهمیدیم در کار ملک و املاک است و حسابی پول دار و به زعم خودش برای قربت الی الله و ... می آمد تدریس! اخلاقش بسیار بد بود،ما که خانواده مان مذهبی بود از این آدم بدمان میامد تا آن پسر آخر کلاس نشسته و به قول خودشان لات خیابانی! عوضش همیشه داستان های اخلاقی میگفت!به هر بهانه و چیزی سعی میکرد حال یکی را بگیرد،اگر گیر نمیداد،حالش خوب نمی شد،به قدری از او و درس دادنش زده شده بودیم که در زمان کنکور از این که کتاب دینی اول دبیرستان را نمی خواندم خوشحال بودم!
در سال های بعدی معلمی خوش اخلاق و خوش برخوردی امد که البته بعضی اوقات با شیطنت های برخی بچه کمی ناراحت میشد! مباحث مربوط به ولایت فقیه و حکومت اسلامی را به خوبی تدریس میکرد و بیشترین اطلاعات و یادگیری بنده برای آن زمان می باشد!
به طوری که بعد از اتمام دبیرستان،او به قدری شاگردانش را دوست میداشت که هر وقت در خیابان یکی از ماها را میدید،احوال پرسی میکرد و حسابی ما را شرمنده منش و اخلاقش میکرد،معلم زیست و معلم شیمی مان مذهبی بودند،با خودم میگفتم کاش اینها هم برای بقیه دینی تدریس میکردند،تدریس اینها هم عالی بود،من حتی بدون خواندن کتاب و جزوه و صرفا با گوش کردن سر کلاس های اینان،امتحانات نهایی را پاس کردم!
در دانشگاه،به غیر از یکی دوتا از استادهای دروس دینی و عمومی مان،بقیه واقعا تدریس خوبی نداشتند،کلاس هایشان خسته کننده بود،دانشجوها باسختی کلاس ها را میگذارندند و به قولی وقت گذرانی میکردند!عوضش برخی از اساتید که عقیده های درست و درمانی هم نداشتند و خیلی علیه السلام بودند...با دانشجو چنان رفیق می شدند که دانشجو ها ول کن آن استاد نمی شدنددختران مجذوب میکردند و پسران را با حرف های پوچ ولی قشنگ ! فریب می دادند...
آن استاد هایی هم که مذهبی بودند،شاید به خاطر ترس از ارتباط با دختران کلاس،یا شاید هم چیز های دیگر خیلی زیادی سنگین بودند و جذبه خاصی از خود نشان نمی دادند!
همه این ها را گفتم که بگویم جدا از چاپ بد کتب دینی و عربی آن زمان ما،تصاویر گرافیکی کم کیفیت،نوع تدریس و اخلاق برخی معلمان این دروس مهم به قدری بد بوده که به چشمان خودم می دیدم که برخی دانش آموزان از لج آن معلم مسئله دار،با نماز خواندن و قرآن خواندن مشکل پیدا میکردند! و این در حالی بود که اکثر خانواده هایمان مذهبی بودند...حالا از وضع و اوضای مدارس دخترانه خبری ندارم!
این را هم بگویم بد نیست،در اردوهایی که بسیج میرفتیم و در دوره هایی که شرکت میکردیم،اساتیدی که برای دروس فلسفه اسلامی و دین و...میامدند عالی بودند که برخی دانشجو ها بعد از اتمام تحصیلات به خاطر جذبه و اخلاق و تدریس خیلی خوب آنان الان در حوزه در س میخوانند و طلبه شده اند!
نخواستم درباره ی معلمان دیگر دروس حرف بزنم! ولی دیگر دروس هم اگر معلمی در ظاهر مذهبی بود و اخلاق خوشی نداشت و همان نتایج را بروز می دادند....راحتر بگویم،به طور مثال در دبیرستان،معلم ادبیاتی داشیتم که بعدها فهمیدیم در عملیات فاو،در اروندرود جانباز شده است،به قدری هم اخلاق و هم تدریسش عالی بود که دوست داشتم بروم در دانشگاه ادبیات بخوانم!
همیشه خودمان با دست خودمان به نسل های جوان ضربه میزنیم،همیشه از خودمان ضربه خوردیم و دشمنان با خیال آسوده نظاره گر بودند...!
کاش همه معلمان ،کارشان را با مقدار پولی که بدست می آوردند مقایسه نمی کردند....
همین...
علیرضا
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۹:۱۸ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳ نظر

ویدیو های شما التهاب شهوانی یا حتی سیاسی ایجاد نمی کند؟

سایت آپارات یا همان شبکه اشتراک گذاری کلیپ های ویدیویی ایرانی بعد از حذف فیلم ما باولایت زنده هستیم از کانال آپارات فرهنگ پرواز و بعد از چند ساعت پیام داده که ویدیوی شما به دلیل ایجاد التهاب و تنش سیاسی و.. از سایت حذف شده است!

هرچند ادعای گزافی بیش نبوده و سایت آپارات که بیشتر به دلیل مسدود بودن یوتیوب در ایران به مانند شرکت های خودروسازی انحصار طلبی را با وجود یک دو سایت گمنام اشتراک فیلم در ایران،با جدیت دنبال میکند هیچگاه جواب مشخصی نمی دهد و نمی گوید با کدام دلیل و منطق اجازه انتشار هزاران فیلم با مضمون جنسی و شهوانی و خلاف عرف و شرع را میدهد؟

با کدام و دلیل و منطق اجازه انتشار که هیچ! بلکه با دستکاری و ترفندهای بسیاری فیلم سخنان برخی فتنه گران را به بهانه های گوناگون و ... همیشه در صفحه اول سایت قرار میدهد تا آمار بازدید آنان بالا برود؟

علیرضا
۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۳ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱ نظر

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ مسائل مختلفی که در این دولت دیده ایم کدامشان با اعتراض هایمان حل شده است؟ چند درصد مردم واقعا از مخاطرات توافق لوزان آگاهی پیدا کرده اند؟ چند درصد مردم را توانستیم از نقایص توافق برجام آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مردم را به قرارداد های جدید نفتی در دولت روحانی موسوم به آی پی سی آگاه کنیم؟ چقدر توانستیم مرم را از مسئله ی خطرناک و ضد استقلال کشور یعنی اف ای تی اف،آگاه کنیم؟ چرا وقتی وزیر ارشاد دولت روحانی می گوید اجرای کنسرت در مشهد خوب نیست ولی برای بقیه شهرا خوب است!!! کسی بلند نشد بگوید چرا اگر یک چیز بد برای بقیه جاها بد نیست؟ چند درصد مردم واقعا به مفاد برجام احاطه فکری پیدا کرده اند؟ اگر وضع اقتصاد بعد از برجام بدتر نمی شد!مردم میگفتند برجام بد است؟ آیا برجام فقط اقتصاد را خراب کرد؟ پس دستاورد های هسته ایی کجا رفت؟ بتن ریختن ها چه شد؟ در ماجرای هسته ایی به جز تولید هشتگ ها و نوشتن مقاله ها،دلواپسان عزیز، در چند شهر تجمع و سخنرانی اعتراض برگزار کردند؟ برگزاری دو سه جلسه آن هم در تهران بس بود؟

مثلا چه چیزی را حل کرده ایم؟ چرا فکر میکنیم با نوشتن چند مقاله و چند تصویر گرافیکی انتقادی نسبت به کارهای پر ضرر دولت روحانی در زمینه های فرهنگی و مذهبی و اقتصادی و سیاسی و... تکلیف از ما ساقط است؟


علیرضا
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲ نظر