فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

فرهنگ همانی که آقا هم فدایی آن است

فرهنگ پرواز

بسم الله
هر چیزی یک فرهنگی دارد
پرواز هم فرهنگ خود را دارد...
...........................................
استفاده از عناوین و مطالب فقط با ذکر نام فرهنگ پرواز
مجاز است! اخلاق در امانت داری....
در غیر این صورت شرعا و قانونا حرام است.
...........................................
فرهنگ پرواز چه با همین عنوان و
چه با عنوان های
نزدیک به فرهنگ پرواز . ارتباطی ندارد
...........................................
برای مشاهده بهتر فرهنگ پرواز از مرور گر
Mozilla Firefox استفاده کنید.

بایگانی

آخرین مطالب

نویسندگان

پیوندهای روزانه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «برد برد» ثبت شده است

پیامک اول:

مشترک گرامی،برای شرکت در سرویس خبر و تحلیل ،عدد 1 را ارسال کنید،هر پیام 100 تومان....

پیامک دوم:

مشترک گرامی،برای دریافت اخبار ایران و جهان ،عدد یک را ارسال کنید و برای دریافت اخبار هتل لوزان سوییس عدد 1 را دو بار ارسال کنید،هر پیام 100 تومان...

پیامک سوم:

نوروز سرشار شادی و امید را برایتان آرزومندم،دکتر بوق بوقانی،رئیس ....

پیامک چهارم:

مشترک گرامی،جان من پیامک قبلی ما چیز یا همان ارسال نکردیم،پول را هم نمی خواهد بدهی،قبلا حساب شده...

پیامک پنجم:

سلام دوست عزیزم! آیا میدانید توافق ژنو یعنی چه؟ پس برای فهمیدنش،عدد 1 را ارسال کن،هر پیام 100 تومان،منتظریما...

پیامک ششم:

ببین مشترک گرامی،تو مشترکی و منم اپراتور،پس عدد 1 را ارسال کن، تا بهت بگم پشت پرده مذاکرات ، اون آقا تپبله داره با کرجان چطوری میخنده... اگر تو هم بخواهی بخندی عدد 1 را به همین شماره اس کن،هر پیاممم 100 تومان...

پیامک هفتم:

جان مادرت پاک نکن... اول بخون بعد...همراه گرامی،برای شرکت در مسابقه ی بزرگ برد برد... عدد 1 را هم نمی خواهد ارسال کنی،تو فقط 100 تومن سیمت  را شارژ کن، بعد ما دو روز بعد اگر دیدیم تو دوباره 1000 تومان دیگر شارژکردی، یک پیامک بدون متن برات میفرستیم....

پیامک هشتم:

مشترک گرامی،میدانم این شماره را بلاک کردی،ولی خب ما 70 تا شماره دیگر با پیش شماره ی متفاوت داریم،پس لطفا از خر شیطان بیا پایین چون دیگر الان خر برای کدخداست...

پیامک نهم:

مشترک عزیز و مهربان، جان من فقط یک نیگا بنداز، حالا عدد 1 را ارسال کن،آماشاالله ... دیدی چقدر راحت بود؟! حالا صد تومن از حسابت کم کردیم،برو حالش را ببر...

پیامک دهم:

دیوار ساختمان کلنگی تحریم را ترک برداشت ولی قراره بریزه... پس عدد 1 را ارسال کن، تا بهت بگم مستر کری ،چطوری میخواد برج بسازه،هر پیام 50 تومان....

پیامک یازدهم:

سلام عزیزم،خوبی حالت خوبه ؟اصن سیاسی فعلا ولش... میدونی دو تا مجری باهم خاله بازی کردن؟ نه حتما نمیدونی،پس عدد 1 را ارسال کن بعدا باهم حساب میکنیم...

پیامک دوازدهم:

برای فعال سازی آواهای انتظار ،کدهای زیر را ارسال کنید:

لیلی چقدر قشنگه (تک خوانی زنان عدد 1)

امشب شب مهتابه ( تک خوانی یک عدد بانو + یک عدد آقا عدد11)

پاشو عزیزم پاشووو (جمع تک تک خوانی زنان عدد 111)

چشمای عاشق چقدر دل فریبه (یک زن میخونه و بقیه بشکن میزنن عدد 1111)

هر فعال سازی  350 تومان...

پیامک سیزدهم:

برای دریافت آدرس فوتبالیست های خوش تیپ و بازیگران ناز در اینستاگرام عدد 1 را به همین شماره ارسال کن!هر پیام صد تومان!

پیامک چهاردهم:

ببین داداش... مگه خودت ناموس نداری ؟ اون صد تومن پیام قبلی هم به عنوان جریمه ازت کسر میکنم، حالا برای دریافت پیام های اخلاقی عدد 1 را ارسال کن،هر پیام 150 تومان...

 

  همین....

علیرضا
۱۲ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۲۳ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۴ نظر
این مطلب طنز را برای هفته نامه 9 دی نوشته بودم!که در اینجا منتشر شده...



موضوع انشاء: دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟
کشف انشای یک حقوغ‌دان در کودکی...
ما اهل اینجاییم، من همیشه دوست داشتم روزی به تهران بروم، آخه اونجا بزرگ‌تر از اینجاست، اونجا آدم‌های بزرگی هستند، دوست دارم بروم درس بخوانم تا کسی بشوم، مادرم همیشه من را دعا می‌کند، می‌گوید تو روزی مرد بزرگی می‌شوی، دیروز که داشتم به خانه‌مان می‌رفتم، آرش جلوی من را گرفت و گفت هرچی خوراکی داری باید به من بدهی وگرنه من تو را می‌اندازم توی گل ولای تا لباس‌هایت کثیف بشود، من ترسیده بودم، چون مادرم می‌گوید نباید لباس‌هایت را کثیف کنی! برای همین به آرش پیشنهاد دادم که من خوراکی‌هایم را به تو می‌دهم و تو بذار من به خانه بروم، او قبول کرد...
 هر دو تایمان از معامله راضی شده بودیم، به قول عمو، که از آدم‌های بزرگی است، هر دویمان بازی را برده بودیم... من عمو را زیاد دوست دارم، او هم من را دوست دارد! دیشب خواب دیده بودم که در آینده دوستی خوشخنده پیدا می‌کنم. دیدم او رفته خارج درس خوانده، او پدر پول داری دارد، تعبیرش را از میرزا شنیدم که می‌گفت خوابت تعبیر میشه.

من دوست دارم بروم ملا شوم، چون که شنیدم ملا شدن از آدم شدن آسان‌تر است، برادرم دوست ندارد که ملا شود ولی من دوست دارم فامیلم را عوض کنم، سرکوچهٔ ما یک گروهبان شاهنشاهی زندگی می‌کند، او در خانه‌اش گازانبر دارد و هیکل بزرگی دارد، من از سیبیل‌هایش می‌ترسم، آدم ترسناکی است! یکی از دوستانم بابایش بهش گفته وکیل‌ها فقط یک کیف پر از کاغذ دارند، وخوش تیپ هستند، ولی ما در خانه‌مان به جز یک بیل و آفتابه حلبی، یک داس هم داریم، من طرز کار با داس را از دوستم یاد گرفتم.
من دوست دارم یک حقوق‌دان بشوم و همه به من افتخار کنند. من دوست دارم رئیس بشوم و همهٔ آدم‌های بیکار فامیلمان را استخدام بکنم، پدر یکی از دوستانم همزمان با گرفتن دیپلمش از دبیرستان شهرمان، توانسته لیسانسش را از تهران بگیرد، در محلهٔ ما کسی سیکل ندارد، اگر من دوسال دیگر درس بخوانم، معلمان گفته است که تو می‌توانی سیکل بگیری، یادم هست هر وقت معلممان سر من و بچه‌های کلاس داد کشیده است و ما ترسیده‌ایم، من احساس غرور و عزت می‌کنم که از آدم با قدرتی می‌ترسیم. در شهر کوچک ما کدخدایی هست که قبلا پدرش خان بوده، یعنی او خان‌زاده است.

 او شاه را خیلی دوست دارد، ما هم از او و بچه‌هایش حساب می‌بریم، او هر وقت دوست دارد راه آب قنات را به مردم می‌بنندد، چون اهالی محله ما تنبل هستند نمی‌خوان خودشان قنات بکنند، کار خوبی کردند، چون قنات لباس‌های آدم را کثیف و خاکی می‌کند.
من می‌خواهم در فرنگ درس بخوانم، می‌خواهم حقوغ بخوانم، معلممان می‌گوید حقوغ، دو تا قاف دارد، ولی من می‌دانم که مثل قله قاف، حقوق هم یک قاف دارد...
مادرم هر وقت از دست بابام عصبانی می‌شود می‌گوید مرغ یکپا دارد! ولی مرغ‌های خانه کدخدا با اینکه دوتا پا دارند، همیشه با یکپا می‌پرند و بال‌هایشان را باهم و کنار هم می‌ذارند، مرغ‌هایشان در کوچهٔ پشتی ما پیاده روی می‌کنند...
راستی آقا معلممان گفته دیگر از این انشا‌ها، ننویسم، چون آقامدیر خوشش نمی‌آید، او دوست کدخدا است، او همیشه کروات می‌بندد، عمو کروات ندارد، او باغ پسته در شهرشان دارد، او دوست دارد پنج تا بچه داشته باشد و همه‌شان اهل تجارت و زرنگ بازی باشند، ولی من دوست دارم یک حقوق‌دان بشوم، چون دوستم می‌گوید حقوغ‌دان‌ها می‌توانند همهٔ جاده‌ها را آسفالت کنند، آخه دوست باباش دیروز یک نفر را ورداشت یکجایش را آسفالت کرد، من و دوستم نمی‌دانیم کجا را برایش آسفالتکاری کرده، چون دوستم می‌گوید از دیروز اون آدمه دیگر حرفی نزده....
ولی پدرم می‌گوید آسفالت کاری، کار قیرگونی کار‌ها است، من شاید در آینده بتوانم معنی این حرفش را بفهم، راستی پدرم هر وقت نمی‌خواهد به من پول بدهد، می‌گوید جیبم خالی است، دوستم خیلی شیروخورشید پرچم را دوست می‌دارد، من روزی‌‌ همان معامله ای که با آرش پسر قلدره کردم با دوستان کدخدا می‌کنم که بتوانم راحت بروم خانه.

علیرضا
۲۳ بهمن ۹۳ ، ۱۳:۱۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر
1) در مذاکرات هسته ایی که در سال گذشته در ژنو انجام شد،و با عنوان فتح الفتوح یا پیروزی بزرگ از طرف دولت فعلی از آن یاد میشود
،میزان امتیازاتی که داده اییم به حدی بود که باعث شده مذاکرات در حال انجام در وین به بن بست بخورد حتی اگر به توافق برسند صرفا
چیزی شبیه به پارچه ایی برای سرپوش گذاشتن بر کوزه ایی با دهانه بزرگ است!
در مذاکرات باید چیزی داشت تا با آن بتوان با طرف مقابل معامله کرد ولی به دلیل افتضاحاتی که در مذاکرات ژنو توسط تیم ظریف رخ داد،ایران چیز زیادی برای معامله برای مذاکرات هسته ایی ندارد!
2)در درون تیم دولت،یک بی اعتمادی شدید به مجلس و مردم وجود دارد واین بی اعتمادی را بی توان به لو رفتن ماجرای مک فارلین و رسوایی های برخی از شخصیت های سیاسی که در حال حاضر از آنان با عنوان حامیان دولت فعلی یاد میشود نام برد چرا که بعد از ماجرای مک فارلین،یک بی اعتمادی زیادی آمریکاییان نسبت به برخی مقامات ایرانی پیدا کرده اند که تیم فعلی مذاکرات ایرانی ترس زیادی از طرف
 مقابلش دارد ،به همین دلیل اجازه ی ورود خبرنگاران به مذاکرات را نمیدهند،مذاکرات همچنان در پشت درب های بسته ادامه پیدا میکند.

3)دولت حسن روحانی امید زیادی به کشور و دولت عمان برای رسیدن به توافق داشت،چرا که هر بار که کشور عمان میانجی بین ایران و آمریکا شده بود،با نتیجه ایی مورد قبول دو طرف تقریبا به پایین رسید ولی در چند روز گذشته مذاکرات عمان به جایی رسید که طرف ایرانی را
 به جایی به سال 1380 شمسی برد! و این یعنی یک ضعف بزرگ سیاسی دیپلماتیک برای دولت فعلی! حتی این شکست را میشد در چهره ی دکتر روحانی بعد از مذاکرات مسقط دید!!!

4) طرف آمریکایی اصلا راضی به لغو تحریم ها نیست و خواهان امتیازات بیشتر از طرف ایرانی برای تعلیق موقت تحریم ها آن هم با کلی
 شروط مختلف است در حالی که لغو که بماند! تعلیق تحریم های اصلی مربوط به کنگره ایی است که دیگر دست باراک اوباما و دوستانش نیست !
واین یعنی فشاری مضاعف بر تیم هسته ایی دولت روحانی !

نکته مهم تر و البته نارحت کننده تر اینجاست که حتی اگر توافق جامع هسته ایی(دقت شود،تاکید بر هسته ایی دلیل دارد) بین دولت های
 ایران و آمریکا و باقی 5 کشور بسته شود،دولت آمریکا میتواند فقط تحریم هایی که مربوط به دولت آمریکاست را موقتا!!!! بردارد و اگر دولتی
بعد از دولت فعلی آمریکا روی کار بیاید،تضمینی برای اجرای این توافق احتمالی نیست! واین یعنی فاجعه روی فاجعه....

5)متاسفانه آمریکا سعی دارد موضوع موشک های ایرانی و حزب الله و سپاه قدس را از طریق چانه زنی و فشارهای سیاسی که با افزایش تحریم ها بعد از توافق ژنو انجام داده،در موضوعات توافق بگنجاند و سعی از عبور از خطوط قرمز ایران دارد!
حالا اگر بخواهیم از تغییرکابری راکتور آب سنگین اراک بگوییم خودش مرثیه ایی دیگری میخواهد!


علیرضا
۰۳ آذر ۹۳ ، ۱۲:۴۸ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۹ نظر